از ابواسمعيل براي شيوخ و مفتيان و مؤلفين بلوچستان تا هندوستان
مذهب مقلدين احناف ثمره اخلاف دور از اسلاف
فصل اول
1ـ در مقدار احترام قرآن ـ و اسم الله تبارك و تعالي ـ و احترام امام الرسل (ص) ولو استعطف كلبا اوهره اوساق حماراً لا تفسد لانه صوت لا هجاءله ـ الدّر المختار و تنوير الابصار باب ما تفسد الصلاه صفحه 412 از فتاواي شامي و قرأته من مصحف مطلقاً (اي يفسدها) ـ قليلاً او كثيرا اماماً او منفرداً امّيالا يمكنه القرأه الامنه اولا فتاوي شامي صفحه 419 و الدر المختار و تنوير الابصار باب ما يفسد الصلاه و مايكره فيها
ولو سمع اسم الله تعالي فقال جلّ جلاله
او النبي (ص) فصلي عليه او قرأه الامام فتال صدق الله و رسوله تفسد ان قصد جوابه ولو سمع ذكر الشيطان فلعنه تفسد و قيل لا صفحه 417 فتاوي شامي جلد اول تعارض، باب امامه العبد و الموالي، و كانت عائشه (رض) يؤمُّها عبدها ذكوان من المصحف، بخاري صفحه 96 جلد 1 وصله ابن ابي داود في كتاب المصاحف و ابن ابي شيبه و عبدالرزاق و الشافعي و بصحته ذهب الجمهور فتح الباري صفحه 95 جلد 3
2ـ يكي از خوارج روبعلي (رض) نمود و آيه و لقد اُوحِي اليك و الي الذين من قبلك «الايه» خواند پس علي (ع) در حالت ركوع جواب داد و آيه فاصبر ان و عدالله حق و لايستخفنك الذين لا يوقنون سوره روم آيه 60 را خواند كتاب الام صفحه 174 جلد 7 در حاليكه صاحب الفتح القدير گفته كفانا علي قدوه و اماماً و ام المؤمنين(ع) را عالمه فقيهه و نمازشان را باطل ميدانند:
3ـ و لا صلاه حامله (اي سگ) و لو كبيراً الدرالمختار منزل من الله تعالي في زعمكم و تنوير الابصار المنزل من الله تعالي في زعمكم و فتاوي رد المحتار صفحه 139 جلد 1 باب المياه مطلب في احكام الدباغه و باب شروط الصلاه صفحه 269 جلد 1 بعباره كجنب او كلب
4ـ و لا عندوطء بهيمه او ميته او ضغيره غير مشتهاه بان تصير مفضاه بالوطءو ان غابت الحشفه و لا ينتقض الوضوء فلا يلزم الاغسل الذكر قهستاني عن النظم فتاوي شامي صفحه 112 جلد 1 باب الغسل و لا يفسد صومه فتاوي قاضي خان متوفي 592 و فتاوي عالم گيري صفحه 205 جلد 1 الباب الرابع فيما يفسد الصوم و ما لا يفسد
6ـ و لم يفسد احرامه في الحج عندابي حنيفه مناسك قاري محمد طيب مدير دانشگاه ديوبند و كتاب الام صفحه 193 جلد 7
زنده باد ـ ديوبند پاينده باد زعيمي دهلواري بجارزهي و قاسمي، نعماني، يا: انّ من رمدت عينه فسال منها ماء بسبب الرمد ينتقض و ضوءه و هذه مسأله و الناس عنها غافلون فتاوي شامي صفحه 100 جلد 1 مطلب في ندب مراعاه الخلاف اذالم يرتكب مكروه مذهبه باب نواقض الوضوء
8ـ مقلدين ميگويند، نگاه كردن در كتب فقه احناف (بدون سند و بدون دليل) از قيام الليل بهتر است (سبحان الله)
9ـ و همچنين آموختن فقه مذهبي مقلدين (كه نود درصد بر خلاف اسلام جمع شده) از آموختن باقي قرآن افضل است يا عجبا فتاوي بزازيه، و خزانه المفتين، و الدر المختار و فتاوي شامي صفحه 27 جلد 1 قرآن فرموده و من يؤت الحكمه فقد اُوتي خيراً كثيراً ـ مراد فهم دين از قرآن و سنت امام الرسل (ص) است. چنانچه علي (رض) فرموده.
10ـ ليكن گروه از مقلدين گفتهاند مراد فقه (ضداسلام) مقلدين است الدر المختار صفحه 28 جلد 1
11ـ مقلدين گفتهاند كه مذهب ما صواب و احتمال خطاء را دارد و مذهب مخالف خطاء و احتمال صواب را دارد
زيرا حكم الله تعالي در هر مسئلي يكي است هر كسي به او رسيد صواب و اگر نرسيد خطاء است ـ مصدر سابق صفحه 33 جلد 1پس مذهب اسلاف صددرصد صواب است زيرا از دو منبع صحيح و صريح كتاب و سنت اخذ و عمل شده.
12ـ مقلدين گفتهاند كه محمد شيباني 999 كتاب تاليف نموده اين گفته با قول الفقه زرع ابن مسعود و علقمه حصاده ثم ابراهيم دواس، نعمان طاحنه يعقوب عاجنه محمد خابز و الاكل الناس فتاوي شامي صفحه 35 جلد 1 با كتب محمد تعارض دارد
و تعارض دوم: گفتهاند كه كتاب الدر المختار و تنوبرالابصار را جبرئيل از طرف الله تبارك و تعالي آورده ـ فتاواي شامي صفحه 4 و 14 جلد 1 كتابي را كه الله تعالي فرستاده پس زرع ابن مسعود چه ميشود و به چه دردي ميخورد
13ـ مقلدين گفتهاند كه امام ابوحنيفه تا چهل سال نماز صبح را با وضو عشاء خواند است و اين خلاف صريح امام الرسل(ص) است
14ـ و به داخل كعبه رفته و بر پا راست نصف قرآن را در يك ركعت و نصف دوم را بر پا چپ در ركعت دوم ختم نموده، اين هم خلاف خاتم الانبياء (ص) است
بعباره و وضع اليسري علي ظهرها و وضع اليمن علي ظهرها
15ـ و بعد صداء را از جانب بيتالله شنيده كه ما گناهانتان را و گناه كسانيكه بر مذهب شما باشند تا قيامت بخشيدهايم مصدر سابق صفحه 36 جلد 1 پس نزول ملائكه با وحي بر مذهب احناف ادامه دارد و ما خبر نداريم.
16ـ و پروردگار را صد دفعه در خواب ديده ـ مصدر سابق صفحه 35 جلد 1
17ـ و امام عقيده مقلدين ابو منصور ماتريدي گفته كه اگر كسي بگويد الله تعالي را خواب ديدهام او از پت پرست بدتر است فتاواي قاضي خان متوفي 592
صفحه 424 جلد 3 فصل في السبيح و التسليم و الصلاه علي النبي (ص)
اين تحفهي امام ابوحنيفه(رح) از قاضي خان و ابو منصور ماتريدي است.
18ـ پير هندوستان و پاكستان امداد حسين نام اول و ظفر احمد نام دوم ملقب به امداد الله متولد 1233 هجري لقب دوم مهاجر مكي گفته: هنگام ظهور مهدي آخر الزمان اكثر علماء مخالفت او را ميكنند زيرا او مقلد مذهب نيست و امام مستقل است از امداد المشتاق الي اشرف الاخلاق لاشرف علي تهانوي صفحه 85 طبع لاهور و بجارزهي در صفحه 13 گفته غير مقلدين از گروه استعماري ابليس هستند و مولوي عبدالرحمن چابهاري گفته غير مقلدين فاسقترين مردم روي زمين هستند. مجله نسيم ساحل شماره 1 يا 3
19ـ مقلدين تقليد جاهل را براي قضاوت صحيح ميدانند ـ هدايه صفحه 132 جلد 3 كتاب ادب القاضي پس چرا بر اهل تشيع ميتازيد.
20ـ مقلدين معاويه (رض) را سلطان جائر پادشاه ظالم گفتهاند
مصدر سابق صفحه 132 جلد 3
لان الصحابه تقلدوا من معاويه و الحق كان بيد علي(ع) في نوبته و التابعين تقلدوا من الحجاج هدايه صفحه 133
21ـ هذا تصريح بجور معاويه (رض) و انهم بغاه فتح القدير حاشيه هدايه صفحه 134 جلد 3 كتاب ادب القاضي
22ـ و الفاسق يصلح قاضيا علي اصح الاقاويل، عالمگيري صفحه 307 كتاب ادب القاضي
23ـ در معاملات دنياوي گفتهاي يك فاسق يا كافر يا غلام يا زن يا كنيز قبول است قدوري و هدايه كتاب الكراهيه صفحه 45 جلد 4 و اصول السرخسي صفحه 328 جلد 1 در فقه شيعه چنين دستوري نيست
اما خبر مرفوع انس (رض) و ابوهريره (رض) و براء بن العازب (رض) از رسول الله (ص) در معاملات دنيوي و اخروي كه بر خلاف قياس باشد متروك و غير مقبول است ـ منار و نورالانوار صفحه 179 باب اقسام السنه و اصول السرخسي صفحه 341
24ـ براي ثبوت فرض و حرام دليل قطعي بلاشبهه لازم است: منارو نور الانوار صفحه 166 كنصوص القران المفسره اوالمحكمه و السنه المتواتره التي مفهومها قطعي، فتاوي شامي مطلب في الفرض القطعي و الظني صفحه 64 جلد 1 پس گوشت درندها و پرندهاي وحشي از اين قانون اتفاقي: مقلدين مستثنا ميشوند فوقش مكروهاند زيرا حرمتشان با خبر واحد ظني ثابت شده و همچنين متعه (ازدواج موقت) و وضوء از خواب و خون و مسح ذراع در تيمم و مضمضه و استنشاق در غسل واجب تحت قانون فرض داخل نميشوند زيرا دليل قطعي ندارند.
25ـ مقلدين احناف سه نفر را تعريف و توصيف بيحد زياد نمودهاند بعداً در عمل برخلاف هرسه تا دستور دادهاند يكي امام ابوحنيفه است كه در عقيده و فقه مذهبي بر خلاف او هستند كه نمونهاش بيان شده و بجاي ابوحنيفه ابومنصور ما تريدي را براي امامت در عقيده علم كردهاند نفر دوم عبدالله بن مسعود (رض) كه در هفتاد مسئله او را رد نمودهاند از جمله آن عبدالله (رض) گفته القبله من اللمس و فيها الوضوء المعجم الكبير صفحه 249 جلد 9 از بوسه گرفتن زن وضو است كتاب الام صفحه 173 جلد 7 ـ دوم الماء من الماء غسل از انزال آب مني واجب است جماع بدون انزال غسل را واجب نميكند مصدر سابق صفحه 173 جلد 7 سوم، مسافر جنب تيمم نكند و نماز نخواند، صحيح مسلم باب التيمم و كتاب الام صفحه 173 جلد 7
چهارم عبدالله (رض) نماز خواند و بر شكمش خون و اشغال شكمه گوسفند بود المعجم الكبير صفحه 248 جلد 9
پنجم عبدالله بن مسعود (رض) شش ابن مسعود (رض) در ركوع دست بر زانو نميگذاشت صحيح مسلم صفحه 202 جلد 2 بلكه ما بين دو زانو قرار ميداد و مقلدين بر عكس او ميكنندـ
هفت: ابن مسعود در جماعت نماز 3 نفري در وسط ميايستاد صحيح مسلم صفحه 202 و مقلدين اين عمل او را رد ميكنند.
هشت: ابن مسعود (رض) نماز صبح را در تاريكي بدون اسفرار ايشان يعني مقلدين ميخواند كتاب الام صفحه 194 جلد 7 و مقلدين وقت روشنائي را ترجيح ميدهند
نه عبدالله بن مسعود (رض) فرمود كه رسول الله (ص) نماز ظهر را پنج ركعات خواند بدون جلسه دوم و بعد از سخن گفتن دو سجده سهو نمود كتاب الام صفحه 194 جلد 7 و مقلدين اين نماز را باطل ميدانند.
10ـ و در دو ركعت آخر فاتحه ميخواند و مقلدين بر عكس فتوا ميدهند مصدر سابق صحفه 195
11ـ ابن مسعود(رض) نماز جمعه را قبل از زوال خوانده و ايشان اين نماز را باطل ميدانند و اين عمل او را مردود ميكنند
مصدر سابق صفحه 195
12ـ ابن مسعود(رض) وتر 3 ركعاتي را مكروه وتر پنج و هفت ركعات را ميخواند و ترجيح ميداد و مقلدين بر عكس 3 ركعات را صحيح و باقي را باطل ميگويند مصدر سابق صفحه 195
13ـ ابن مسعود در حالت ركوع در جواب سلام يكي گفت صدق الله و رسوله: و مقلدين اين نماز را باطل ميدانند مصدر سابق صفحه 196 جلد 7
14ـ ابن مسعود (رض) نماز را در سفر قصر نميكرد ـ و مقلدين اين را قبول ندارند مصدر سابق صفحه 197 جلد 7
15ـ ابن مسعود در قادسيه زمين داشت تا آنجا ميرفت و قصر ميكرد مقلدين در سفر كمتر از 3 روز قصر نميكند مصدر سابق صفحه 197
16ـ ابن مسعود (رض) در نماز ظهر و عصر بجهر قراءه ميخواند مقلدين اين را رد ميكنند مصدر سابق صفحه 197 جلد 7
17ـ عبدالله (رض) در جنازه پنج تكبير گفته مقلدين نميگويند مصدر سابق صفحه 198 جلد 7
18ـ ابن مسعود (رض) خروج از نماز را با كلمه سلام لازم نموده مقلدين ميگويند نمازي ميتواند كه با بادي شكم خود را بيرون كند، مصدر سابق صفحه 198 جلد 7
20ـ عبدالله (رض) فرموده نبايد قرآن را كمتر از 3 روز ختم نمود اما مقلدين گفتهاند كه امام ابوحنيفه (رح) در يك شب و دو ركعت ختم نموده مصدر سابق صفحه 199 جلد 7 و الدرالمختار صفحه 35 جلد 1) نمونه از خروار
21ـ عبدالله بن مسعود(رض) متعه (ازدواج موقت را) حلال ميداند رواه البخاري صفحه 664 جلد 2 تفسير سوره المائده اما مقلدين بر خلاف باني مذهب خود متعه را حرام گفتهاند اين هم بر خلاف اصول فقهشان است و كتاب الام صفحه 183 جلد 7
نفر سوم علي (رض) است ابن الهمام در فتح القدير گفته كفانا علي قدوه و اماماً ... اين گفتهاي بلا عمل است در صد بيست و پنج مسئله مخالفت علي(رض) را كردهاند و ميكنند نمونهاش را نگاه كنيد
1ـ قال علي (ع) في التيمم ضربه للوجه و ضربه للكفين، در تيمم يك ضربه براي صورت و يك ضربه براي دو كف دست است اما مقلدين ميگويند كه فرض مسح دست تا ارنج است و اين هم بر خلاف اصول فقه مقلدين و بر خلاف رسول الله (ص) و بالاخص بر خلاف علي (رض) است، كتاب الام صحفه 172 جلد 7
2ـ مقلدين حكم آيه 188 سوره البقره و آيه 29 و 161 سوره النساء و فتواي صريح و صحيح رسول الله (ص) و اجماع امت منصوره را در حرمت اموال و ناموس مظلوم براي مدعي ظالم و سلطان جائر انكار و مخالفت نمودند بخاري صفحه 1064 جلد 2 باب من قضي له بحق اخيه فلايأخذه فان قضاء الحاكم لا يُحِلُّ حراماًً و لا يُحرِّمُ حلالاً و صحيح مسلم صفحه 74 جلد 2 باب بيان ان الحاكم لا يُغَيِّر الباطن و فتح الباري صفحه 553 جلد 16 و امام نواوي (رح) در شرح مسلم، مقلدين احناف همه اين دستور صريح و صحيح اسلام را انكار و فتوا دادند كه اموال و ناموس مظلوم براي مدعي ظالم با دو شاهد دروغين و قسم ناحق بحكم دادگاه در ظاهر و باطن حلال است و براي اين فتواي خود از قول غير ثابت و غير صحيح، علي (رض) دليل گرفته كه ايشان فرمودهاند شاهداك زوجاك يعني دو شاهد عقد شما را بسته نيازي به بستن من نيست
حال آنكه در اين اثر نادرست نيامده كه اين زن مظلومه در باطن براي اين مدعي حلال است، احمد علي سهارنپوري محشي بخاري، جامع الصغير و نافع الكبير كتاب القضاء، فتح القدير شرح هدايه و والنهايه، و هدايه شرح قدوري، و فتاوي عالم گيري الباب السابع عشر فيما اذا وقع القضاء بشهاده الزور و لم يعلم القاضي به صفحه 350 جلد 3 و صفحه 351 جلد 3 و الباب الثالث في بيان المحرمات القسم التاسع المحرمات بالطلقات صفحه 283 جلد 1 باز هم اين فتواي غير انساني را به ابوحنيفه (رح) نسبت دادهاند
2ـ علي (رض) فرموده تحريم نماز باالله اكبر است و تحليل نماز با اسلام عليكم و رحمت الله است مقلدين گفتهاند نمازي بجاء الله اكبر سبحان الله بگويد و بجاء سلام با باد شكم نماز تمام و صحيح است هدايه باب الحدث في الصلاه و كتاب الام صفحه 173 جلد 7 و قدوري
3ـ علي (رض) نماز صبح را در اول وقت تاريكي ميخواند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7 اما مقلدين بر خلاف پيامبر (ص) و خلفاء اربعه تاخير ميكنند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7
4ـ علي (رض) در ركوع به يك خوارج جواب داد فاصبرانّ و عدالله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون ـ اما مقلدين اين نمازعلي (رض) را باطل ميدانند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7
5ـ علي (رض) در دعاي قنوت نماز مغرب نام دشمنان خود را گرفته و مقتديها آمين ميگفتند، مقلدين اين نماز قدوه و امام خود را فاسد ميدانند مصدر سابق 174 جلد 7
6ـ علي (رض) براي مقتدي قائل به خواندن فاتحه است: كتاب القراءه فاتحه الكتاب للامام البخاري صفحه 1 مقلدين خواندن مقتدي را حرام ميدانند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7 مصدر سابق
7ـ علي (رض) و عمر (رض) و عثمان (رض) و ابن عمر(رض) گفتهاند امام اگر بدون وضوء بفراموشي نماز داد نماز خود را اعاده نمايد و لازم نيست كه مقتديها را اطلاع دهد تا نماز خود را اعده نمايند.
اما مقلدين بر اين فتواي سه خليفه (رض) انگشت اعتراض و مخالفت گذاشتهاند مصدر سابق 175 جلد 7 دارالفكر
8ـ علي (رض) در تشهد بسم الله و بالله ميخواند مقلدين به اين قائل نيستند مصدر سابق 175 جلد 7 طبع دارالفكر
9ـ علي (رض) در نماز عيد فطر يازده تكبير زوائد و در عيد اضحي پنج تكبير زوائد ميگفت مقلدين اين را قبول ندارند مصدر سابق 177 جلد 7
10ـ علي (رض) دعاي قنوت بعد از ركوع ميخواند، و مقلدين قبل از ركوع ميخوانند مصدر سابق 177 جلد 7
11ـ علي (رض) در يك زلزلهاي شش ركوع در دو ركعات و 5 ركوع و دو سجده در ركعتي و يك ركوع و دو سجده در ركعتي خوانده مقلدين اين كيفيت و كميت را از علي رض ثابت ميدانند و عمل نكردهاند و رد ميكنند مصدر سابق 177 جلد 7
12ـ علي رض در كسوف آفتاب پنج ركعات و چهار سجده خوانده و مقلدين عمل نميكنند و اين كميت و كيفيت را رد كردهاند مصدر سابق 178 جلد 7
13ـ علي رض در جنازه سهل بن حنيف شش تكبير گفت و مقلدين قبول ندارند و اين عدد را در جنازه انكار ميكنند
14ـ علي رض در سوره الحج دو سجده نموده و مقلدين قائل بيكي هستند
15ـ پيامبر (ص) و ابوبكر (رض) و عمر رض و علي (رض) براي شكر نعمت سجده كردهاند و مقلدين منكر سجده شكر بودهاند مصدر سابق 179 جلد 7 دارالفكر
16ـ علي (رض) و عمر (رض) و ابن عمر (رض) و ام المومنين عائشه (رض) از اموال ايتام زكاه ميدادند و ميگرفتند و مقلدين منكر زكاه اموال ايتام هستند ـ مصدر سابق صفحه 179 جلد 7
17ـ علي (رض) در بيست و پنج شتر پنج گوسفند زكاه ميگرفتند و مقلدين منكر اين عمل هستند و اين را صحيح نميدانند و ميگويند در 25 شتر بنت مخاض شتر بچه يك ساله ماده است مصدر سابق 179 جلد 7 دارالفكر
18ـ پيامبر (ص) و خليفهي اول و دوم و علي (رض) بعد از 120 شتر در هر پنجاه شتر 3 ساله حقه و هر چهل شتر بنت لبون شتر بچه دو ساله ماده ميگرفتند و مقلدين اين نصاب را قبول ندارند و ميگويند بعد از 20 اشتر نصاب بر ميگردد مثل اول يعني پنج شتر يك گوسفند است مصدر سابق 180 جلد 7
19ـ علي (رض) مطابق فرمان امام الرسل (ص) فرمود لانكاح الابولي، نكاح بعباره زن باطل است مقلدين اين دستور پيامبر (ص) و علي (رض) و ام المومنين عائشه (رض) و ابوحنيفه(رح) را ضد قرآن ميدانند در حالي كه قرآن بر پيامبر (ص) نازل شده و خاتم الانبياء (ص) از شما قرآن را بهتر شناخته مصدر سابق صفحه 181 جلد 7
20ـ پيامبر (ص) و اصحاب او بالاخص علي و انس و ابوهريره و زيدبن ثابت و ابوسعيد و سعد بن ابي وقاص و امام مالك و الشافعي و امام احمد و جمهور علماء مدينه منوره را مثل مكه حرم گفتهاند و قصهي ابو عمير ما فعل النغير و قطع درختهاي خرما براي بناء مسجد مدينه قبل از حكم تحريم بودهاند و تحريم مدينه منوره بعد از غزوي خيبر است و رسول الله (ص) تصريح نمودند كه المدينه حَرَمٌ و يا حُرِم ما بين لا بتمي المدينه علي لساني
يا المدينه حرَمٌ من كذا الي كذ
اما مقلدين اين همه روايات و اقوال صحابه و بالاخص علي (رض) را رد و انكار و تاويل بيجاء نمودند براي تفصيل به فتح الباري صفحه 351 جلد 5 كتاب فضائل المدينه صفحه 540 مراجعه گردد.
و عباره روايه علي (رض) انّ ابراهيم حرّم مكه و اني احَرِّمُ ما بين حرتيها و حماها كله از همه شفافتر هست رواه احمد من طريق قتاده عن ابي حسان الاعرج ان عليا كان يا مربالامر فتح الباري صفحه 538 جلد 5
21ـ علي (رض) عمر (رض) و ابن عمر (رض) و عثمان (رض) و عائشه (رض) و زيدبن ثابت (رض) و از ده به بالا اصحاب پيامبر (ص) برايلاء كننده بعد از گذشت چهار ماه حكم طلاق بائن را ندادهاند مصدر سابق صفحه 182 جلد 7 اما مقلدين بر خلاف همه بعد از گذشت چهار ماه حكم طلاق بائن را ميدهند.
22ـ علي (رض) بعد از هفت شب از شهادت عمر فاروق (رض) دختر خود را بنام ام كلثوم بخانه خود برد قبل از گذشت عدت چهارماه ده شب و مقلدين اين را خلاف قرآن ميدانند مصدر سابق صفحه 182 جلد 7
23ـ علي (رض) فرمود عدت زن حامله شوهر مرده اَبعدُ الاجلَين است مقلدين ميگويند عدت وضع حمل است مصدر سابق صفحه 182 جلد 7
24ـ علي (رض) طلاق مكره (زور) را واقع نميدادند ولي مقلدين بر خلاف علي رض ميگويند طلاق مكره واقع ميشود مصدر سابق صفحه 183 جلد 7
عبدالله بن مسعود (رض) حديث مصراه را مطابق فرمان امام الرسل (ص) قبول كرده ـ صحيح بخاري و كتاب الام صفحه 185 جلد 7
اما مقلدين عيسي بن ابان معتزلي و ابوالحسن الكرخي انكار و رد نمودهاند نمونه از خروار و قطره از دريائي تقليد بلوچستان تا هندوستان باز هم با اين مذهب ساحلي و شاذه خود مينازند و بر عليه شيعه ميتازند كه چرا روايات صحابه را رد ميكنند:
و به اسلام و دين كامل خاتم الانبيا (ص) پشت نمودهاند و از طرف خود دين ميسازند بسازيد و بچاپيد و بخوريد ولي بدانيد: ان العاقبه للمتقين و المتبعين لهم باحسان الي يوم الدين ـ اللهم صل علي محمد و آل محمد (ص) و ان عدتم عدنا بعونه تعالي
ابواسمعيل شاهوزئي 9/8/1388