دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 15

باب الجمع في السفر بين المغرب و العشاء بخاري حديث 1106
اعن سالم عن ابيه قال كان النبي (ص) يجمع بين المغرب و العشاء اذا جد به السير. بخاري فتح الباري ص579 ......................................................................>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

ادامه نوشته

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 14

حکم طلاق بی اختیار یا زائل العقل

با نوشید شربت نبیند سردرد و عقلش را بسبب سر در از دست داد و زنی خود را طلاق نمود طلاق واقع نمی شود یعنی عقلش بسبب سر درد نه سبب شربت زائل شد طلاق واقع نمی شود

و اگر عقلش بسبب نوشیدنی یا زدن بر سر از دست داد و طلاق نمود طلاق واقع نمی شود و اگر با نوشیدن شربت گندم یا میوه یا عسل و درین حال زن خود را طلاق داد ـ چون درین حال حد ندارد تصرفش در طلاق نافذ نمی گردد. فتاوی قاضی خان متوفی 592 هجری صفحه 471 بر هامش فتاوی عالم گیری جلد 1 فصل فی طلاق من لا یعقل و فتاوی عالم گیری فصل فیمن یقع طلاقه و فیمن لایقع طلاقه ص 353 ج 1

و اجمعوا علی انه لواکره علی الاقرار بالطلاق لا ینفذ اقراره کذا فی شرح الطحاوی فتاوی عالم گیری ص 354 ج 1

عن عائشه (رض) مرفوعا لاطلاق فی اغلاق (الاکراه) ابوداود و المؤطاعن ابن عمر و ابن الزبیر انهما قالا فی الاکراه لیس بطلاق و روی البیهقی عن عمر (رض) انه رد طلاق المکره و لا بن ابی شیبه عن ابن عباس لیس للمکره طلاق و اخرجه عن علی و عمر و ابن عمر و ابن الزبیر و عمر بن عبدالعزیز و الحسن و عطاء (استاذ ابی حنیفه ر0) و الضحاک ـ نصب الرایه لعبد الله بن یوسف الزیعی الحنفی ص 224 ج 3

و قال ابن عباس طلاق السکران (نشئی) و المستکره لیس بجایز بخاری ص 729 ج 2 و قال علی (رض) و کل طلاق جایز الاطلاق المعتوه ای الذی فی عقله نقصان و اختلال المعات حاشیه بخاری ص 794 ج 2 باب الطلاق فی الاکراه و الکره و السکران و المجنون و قال ابن عباس فیمن یکره اللصوص فیطلق لیس بشیء و به قال ابن عمر و ابن الزبیر و الشعبی و الحسن (ای البصری) وقال النبی(ص) الاعمال بالنیه ـ رواه البخاری کتاب الاکراه ص 1026 ج 2

باب اذا قال لامرأته و هو مکره هذه اختی فلاشی علیه ـ بخاری کتاب الطلاق ص 387 از فتح الباری ج 9 و باب الطلاق فی الاغلاق و الکره و السکران الاغلاق ـ الاکراه علی المشهور فتح الباری ص 389 ج 9

و ذهب الجمهور الی عدم اعتبار ما یقع به و احتج عطاء بایه النحل الامن اکره و قلبه مطمئن بالایمان ـ قال عطا الشرک اعظم من الطلاق اخرجه سعید بن منصور بسند صحیح، در نزد ابوالشعثاء و عطا ء و طاوس و عکرمه و القاسم و عمر بن عبدالعزیز طلاق سکران واقع نمی شود، رواه ابن ابی شیبه باسانید صحیحه و به قال ربیعه و اللیث و اسحق و المزنی و اختاره الطحاوی و احتج بانهم اجمعوا علی ان طلاق المعتوه (ناقص العقل) لایقع و السکران معتوه بسکره فتح الباری ص 391 ج 9

تهدید به چهار چیز اکراه است زندان ـ زدن ـ و عیدتهدید قید بند ابن بطال می گوید اجماع صحابه برین اتفاق دارند که طلاق مکره واقع نمی شود و بالخصوص عمر بن الخطاب (رض) عبدبن حمید بسند صحیح و فتح الباری ص 314 ج 12 کتاب الاکراه

و در مقابل اجماع صحابه فقط چند نفر انگشت شمار گفته اند که طلاق مکره واقع می شود مثل سعید بن مسیب و حسن بصری و ابراهیم نخعی و الزهری و اوزاعی و الثوری و الشعبی آن هم بدون دلیل است فتح الباری ص 391 ج 9

و امام ابوحنیفه (رح) فرموده کسانی که مخالفت رسول الله (ص) را می کنند الله تعالی آنان را لعنت کند ـ الانتقاء ص 259 و لایقع طلاق المولی علی امرأه عبده: و المجنون و الصبی ـ و المعتوه ای اختلال در عقل و المغمی علیه، و المدهوش ـ ای متحیر بسبب نقص در عقل و هوش) ذهب عقله حیاءاً اوخوفا فتاوی رد المحتار ص 438 ج 4 مکتبه رشیده کتاب الطلاق مطلب فی طلاق المدهوش

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 13

بسم الله الرحمن الرحیم ـ لعنت الله (تعالی) بر ستمگران باد که مردم را از راه الله باز می دارند سوره الاعراف آیه 44 و 45 و سوره هود آیه 18 و 19

گروهی را الله تبارک و تعالی براه امام الرسل (ص) در خط جمهور صحابه و تابعین (رض) هدایت نموده و بر صراط مستقیم مردم بلوچستان را راه نمائی می کنند و به حمدلله پیروز و پیشرفت کرده اند تا حالا کسی از احبار و رهبان مقلدین حاضر به بحث و مناقشه رو در رو نشده اند و انشاء الله نخواهند شد کارشان فقط صد عن سبیل الله و فریب عوام الناس است درین مضمون یکی از مولویها یا طلاب بلوچستان شب نامه ای بدون اسم و نشان به عنوان ـ برخی از خرافات غیر مقلدین (اهل حدیث) منتشر و از کتابهای هندی و پاکستانی آن هم بدروغ و بدون اینکه آن کتاب را دیده باشد 23 را مسئله را جمع و پخش کرده فقط برای عوام فریبی و جلوگیری از صراط مستقیم الآن بنده آنها را بتوفیقه تعالی بترتیب نقل و جواب صحیح را بیان می کنم اولاً ما دین اسلام را از مکه مکرمه و مدینه منوره به امامت خاتم الانبیاء (ص) یاد گرفته ایم نه از هند سند.

1ـ شخص بی وضوء میتواند قرآن را دست بزند ـ

الجواب ما می گوئیم نباید بدون وضوء قرآن را دست بزند بدلیل نامه ای پیامبر(ص) که برای ابن حزم (رض) فرستاد ـ اما در مذهب مقلدین احناف بدون ابوحنیفه بفتوای ابوبکر الاسکاف متوفی 333 و مفتی قاسم بنی کمال قاسمی بشماره دفتر 6333 گفته اند که نوشتن سوره فاتحه با ادرار نجس و خون بینی جائز است ـ فتاوای شامی 140 ج 1 مطلب فی التاوی بالمحرم و قاضی خان و عالم گیری و تجنیس الآن قول صاحب عرف الجادی را با قول مفتی به ابوبکر اسکاف وزکنید.

2ـ قهقها نماز را باطل نمی کند نزل الابرار ـ الجواب دروغ صریح و تهمت قبیح است ـ

3ـ رو به قبله یا پشت به قبله توالت جائز است الجواب کسی که عمل پیامبر (ص) را خرافات بگوید او کافر است و همچنین اقوال و اعمال صحابه و فقهای تابعین را توهین کند فاسق است الآن اصل این مسئله را بدانید امام بخاری (رح) امام امت اهل سنت در حدیث فرموده باب لاتستقبل القبله بغائط او بول الاعند البناء جدار او نحوه صحیح بخاری ص 245 از فتح الباری جلد اول و باب 12 من تبر زعلی لبنتین قال ابن عمر (رض) فرأیت النبی(ص) علی حاجته مستقبل الشام مستد بر الکعبه رواه الجماعه ـ منتقی الاخبار ص 98 ج 1 از نیل الاوطار و عن جابر (رض) فرأیته (ص) قبل ان یقبض بعام یستقبلها (ای الکعبه) رواه الخمسه الا النسائی مصدر سابق ص 99 ج 1 و البزار و ابن الجارود و ابن خزیمه و ابن حبان و الحاکم و الدار قطنی و الترمذی و حسنه و صححه البخاری و حسنه البزار و صححه ابن السکن و قد صرح ابن اسحاق بالتحدیث فی روایه احمد و غیره مصدر سابق ص 100 و فتح الباری 245 ج 1 و قال ابن عمر(رض)... انما نُهِی عن هذا (ای الاستقبال) فی الفضاء فاذا کان بینک و بین القبله شئی یسترک فلا باس رواه ابوداود ص 7 و سکت عنه و حسنه مجددالاسلام البانی (رح) و ابن المنذر و سکت عنه و ابن الحجر فی التلخیص ص 104 ج 1 حدیث 128

ترجمه باب یازدهم برای قضاء حاجت انسانی رو بقبله یا پشت بقبله نکرده شود مگر در جاء پناهی مثل دیوار

باب دوازدهم کسی که بر دو خشت و پناگاهی قضاء حاجت کند ابن عمر(رض) فرمود من پیامبر (ص) را دیدم که بر دو خشت رو به طرف بیت المقدس قضاء حاجت نمود پس در صحرا رو یا پشت به قبله ممنوع و در پناگاه جائز است همین ست قول جمهور علماء سلف و همینست مذهب امام مالک و شافعی و اسحاق (رح) برای تطبیق جمع اقوال این صورت بهتر است.

ابن عمر (رض) فرمود من پیامبر (ص) رادیدم که رو بشام و پشت بطرف کعبه قضاء حاجت نمود.

جابر (رض) فرمود که من پیامبر (ص) را یکسال قبل از رحلت دیدم که رو بقبله قضاء حاجت نمود:

ابن عمر(رض) فرمود رو بقبله در صحراء ممنوع و در پناه گاه اشکالی ندارد:

4ـ اگر فردی با پارچه نجس نماز بخواند نمازش صحیح است الجواب دروغ محض و تهمت است بلکه این مذهب مقلدین است نگاه کنید به کتاب قدوری کنز الدقائق. هدایه باب الانجاس و تطهیر ها ص 75 ج 1

5ـ طهارت مکان نماز واجب است ولی شرط صحت نماز نیست الجواب واجب. فرض. شرط اکثراً بیک معنی می آیند.

6ـ آب دهان سگ و خوک و ادرار و پس افگنده سگ پاک است الجواب دروغ محض و تهمت و توهین به مسلمین است

7ـ منی پاک است. نیز خون و رطوبت فرج وم شراب و ادرار حیوان حرام گوشت و حلال گوشت پاک است. الجواب امام مالک و او زاعی و الثوری و غیرهم منی را نجس گفته اند لکن با مالیدن پاک می شود و هذا قول ابی حنیفه (رح) و اسحاق و روایه عن احمد (رح)

2ـ امام شافعی (رح) و قول مشهور امام احمد (رح) و ابن عباس (رض) و سعد بن ابی و قاص (رض) منی را مثل آب بینی و دهن انسان می دانند و درین مضمون حدیث مرفوع لکن باسند متکلم فیه دارند ـ مجموع فتاوای مجدد اسلام ص 587 تا ص 59 ج 21 لکن مقلدین جامد و لاعلم درشان صحابه و ائمه توهین و بی ادبی کرده اند و می کنند نگاه کنید در کتاب اداب قاضی از هدایه و فتح القدیر که علی بن ابی طالب (رض) و معاویه (رض) و اکثر صحابه را بدعتی گفته اند و نورالانوار ص 300 اما ادرار حیوانات حلالگوشت. اکثر سلف و امام مالک و احمد و غیرهما آن را نجس ندانسته اند بلکه هیچ یکی از صحابه (رض) ادرار حیوان حلال گوشت را نجس نگفته اند بلکه پیامبر (ص) قوم عرنیین را بنوشیدن ادرار و شیر شتر امرنمود بخاری و مسلم ثانیاً با شتر در مسجد الحرام بدور کعبه طواف می نمود مصدر سابق ص 613 ج 21 و ص614 ج 21 کسی که عمل و دستور امام الرسل (ص) و خط سلف صالحین (رض) را خرافات می داند باید از کفر خود توبه کندو الاحکم آن قتل است.

اما خون: یک صحابی که در عین نماز نگاه بانی می داد و زخمی شد تقریباً جنگ تبوک بود به نماز خود ادامه داد وبعد پیامبر(ص) به او نفرمود که نماز شما باطل شده و همچنین عمر بن الخطاب (رض) هنگام ضربت خوردن و جریان خون نماز می خواند و پیامبر(ص) از حجامت و زخمها بکسی امر نفرموده ک-ه وضو بگیرند. مجموع فتاوای مجدد الاسلام ص 52 ج 20 لکن در دین مقلدین جامد نیازی بدستور رو عمل شفیع الامم (ص) و جمهور صحابه (رض) و تابعین (رض) نیست اعاذنالله منه

اما شراب: در مذهب مقلدین احناف بدون ابوحنیفه (رح) شراب مسکر جو، گندم، ذرت، عسل، حلال است و حد ندارد. کتاب معتبر هدایه و جامع الصغیر کتاب الاشربه الآن پاکی را با خوردن و عدم حدوزن کنید.

اما رطوبت فرج: اگر صاحب نزل الابرار پاک گفته چون دلیل برای نجاست آن نه دیده لکن در مذهب مقلدین بلوچستان تا هندوستان دخول در فرج حلال و حرام ناقض وضوء و مفسد صوم (روزه) و احرام در حج نیست الدر المختار منزل من الله تعالی ص 112 ج 1 و فتاوای عالم گیری ص 205 ج 1 و فتاوای قاضی خان ص 208 ج 1 و مناسک حج قاری محمد طیب مدیر دانشگاه دیوبند و کتاب الام حبرالامت جلد هفت الان پاکی را با بد کاری در حرام و حلال وزن نمائید و به دهن مقلدین نمک بفاشید و به چشمهاءشان عینک بگذارید.

8ـ عورت در نماز: الجواب کسانکه نماز صحابه را باطل می داند (چون عورتی شان در بعض اوقات ظاهر می شد)

پس این مفتی مقلد عیسی بن ابان متروک) فاسق است دلیل حدیث امامت عمرو بن سلمه در نماز عورتش ظاهر می شد ابو داود باب من احق بالامامه حدیث شماره 585 ص 97 ج 1 و لاترفعن رووسکن حتی یرفع الرجال عورت مردها ظاهر می شدند پس به زنان دستور داده شد که تامردها از سجده بلند نشده اند سرهای خودرا از سجده بلند نکنید ابو داود حدیث 630 باب الرجل یعقد الثوب فی قفاه ثم یصلی ص103 ج 1

اما جامه ناپاک: این دروغ محض مقلد مغرض است

9ـ اما فوتبالیست نماز را جمع کند این هم از دروغهای مقلد حسود است

10ـ مذبوحه کفار حلال است از افتراء منکر ختم نبوت است

11ـ یک مرد در یک وقت بیش از جهار زن نکاح کند تهمت مقلد الاغ سوار است

12ـ نکاح بدون شاهد دین مقلدین است اصول شاشی ص 7

13ـ استفاده از دبر زن عمل بی دینها و دروغ مقلدین سرفراز صفدر است

14ـ اگر فردی ذکرش را درد برخود قرار دهد یا درد بر حیوان و دختر صغیره یا زن مرده بکند وضوء نشکسته مذهب مقلدین است الدر المختار ص 112 ج 1 و فتاوی عالم گیری و قاضی خان ص 205 ج 1 و ص 208 ج 1

15ـ متعه جائز است در مذهب مقلدین ابوالحسن الکرخی جائز است اما با کراهیت تنزیهی فتاوای شامی ص 64 ج 1 و نورالانوار ص 166 فصل فی المشروعات و تمام اصول فقه مقلدین تفتازانی و در نزد ما حرامست اگر شک دارید بیا تا بشما نشان بدهم

16 صحابه (رض) استمناء مر کردند دروغ مقلدین لوطی است

17 مادر مزینه و دخترش حلال است مذهب مقلدین قاضی خان و امام شافعی (رح) است به ما کاری ندارد

18 مردی با نامادری خود بی ادبی نمود مذهب مقلدین است در نزد سلف صالحین آن مرد مرتد و حکمش قتل است

19 مذهب حق عاملین قرآن و احادیث صحیح در خط جمهور امت مسلمه است و هر کس از چهار مذهب بر خلاف این سه منبع باشد بنص صریح آیه 82 آل عمران و 61 سوره النساء 45 و 46 سوره اعراف و بگفته امام ابوحنیفه (رح) آن شخص ملعون فاسق منافق و ظالم است و این مقلد صاحب ورقه شب نامه مصداق این دعا بد است اگر شک دارید بیا و مرد میدان باشد تا کفر و فسق و ظلم و لعن خود را عینا بدانید

20 ابن شهاب زهری (رح) استاذ تمام محدثین اهل سنت بوده، دهن بدخواه او پر از آتش باشد

21 نگاه کردن اعضاء محرم بدون عمد گناه کبیره نیست

22 اگر امامی بدون طهارت یا با عقیده و مذهب بر خلاف قرآن و حدیث صحیح علما نماز داد مثل شما نماز مقتدی عامل به کتاب الله و سنت رسول الله (ص) باطل است و اعتراض بر عمر فاروق (رض) فسق است.

23 سجده تلاوت بدون وضوء فقط ابن عمر (رض) و امام الشعبی و ابو عبدالرحمن السلمی سجده می کردند صحیح بخاری وفتح الباری ص 554 ج 2 و نیل الاوطار ص 119 ج 3 و مصنف ابوبکر بن ابی شیبه بسند صحیح

برای اسلاف قول و عمل و اجتهاد صحابی بدون جمهور محتمل خطاء و صواب است مگر با حدیث صحیح و غیر منسوخ باشد درین صورت فتوای منفرد بر همه حجت است

اسلام . شریعت . دین . منحضر در قال الله و قال الرسول (ص) و جمهور صحابه و علماء تابعین و من تبعهم با حسان است فان عدتم عدنا هر چه می توانید از دروغهای آخندهای پاکستانی ترجمه و در شب بدون نام و نشان منتشر کنید تا ما بیشتر کفر و خرافات را از کتابهای معتبر و معتمد شما بشما منتقل کنیم

 

ابو اسماعیل عبدالغنی شاهوزائی 2/11/1388

5 صفر 1430

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 12

بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن علی العرش استوی

 

ذات الله تبارک و تعالی (کما یلیق بشانه تعالی) بالائی عرش عظیم است علم و رحمت و بینائی و قدرت او بر همه مخلوقاتش محیط است.

1ـ سوره طه آیه 5

2ـ سوره الرعد آیه 2

3ـ سوره الاعراف آیه 54

4ـ سوره یونس آیه 3

5ـ سوره الفرقان آیه 59

6ـ سوره السجده آیه 4

7ـ سوره الحدید آیه 4

8ـ سوره فاطر آیه 10

9ـ سوره النساء آیه 158

10ـ سوره آل عمران آیه 55

11ـ سوره السجده آیه 5

12ـ سوره المعرج آیه 4-3

1ـ پیامبر (ص) فرمود ملئکه بعد از نماز عصر و صبح به طرف الله تبارک و تعالی عروج می کنند. صحیح بخاری کتاب التوحید حدیث 177

و حدیث 178 و صحیح مسلم کتاب الایمان باب قوله علیه السلام ان الله لا ینام 161 و حدیث 162 و صحیح بخاری کتاب الصلاه باب کیف فرضت الصلاه فی الاسراء بعباره انه (ص) تردَّدَ بین موسی علیه السلام و بین ربه لیله المعراج بسبب تخفیف الصلاه ... عده مرات

13ـ سوره فصلت آیه 2 و 42

14ـ سوره الملک آیه 16 و 17

15ـ سوره الاعراف آیه 206

16ـ سوره الانبیا آیه 19

17ـ سوره فصلت آیه 38

و حدیث مرفوع بعباره کتب عنده فوق عرشه ان رحمتی سبقت غضبی صحیح بخاری کتاب التوحید حدیث 176 و صحیح بخاری کتاب المساجدو مواضع الصلاه حدیث 382 بعباره قوله (ص) لها این الله قالت فی السماء قال من انا قالت انت رسول الله (ص)قال اعتقها فانها مومنه

18ـ و سوره النحل آیه 50

19ـ سوره الانعام 18 و آیه 61

6ـ صحیح بخاری کتاب الصلاه باب الدعاء و الصلاه من آخر اللیل حدیث 47 نزول بلا کیف ربنا تبارک و تعالی کل لیله الی السماء الدنیا الحدیث

10ـ حدیث ثم قال با صبعه السبابه یرفعها الی السماء و ینکبها الی الناس، اللهم اشهد، اللهم اشهد، رواه ابوداود باب صفه حجه النبی (ص) ص 75 ج 2

20ـ سوره غافر آیه 36 و 37

فصل در اقوال و عقیده صحابه رضی الله تعالی عنهم

ابوبکر الصدیق (رض) فان الله فی السماء حی لایموت ـ صحیح بخاری باب مرض النبی (ص) و وفتاته ص 637 ج 2 و تاریخ البخاری و اجتماع الجیوش اسلامیه ص 118 لا بن القیم و ابوبکر بن ابی شیبه

2ـ قول عمر بن الخطاب (رض) اشاربیده الی السماء، دستور از طرف بالا است رواه ابوبکر بن ابی شیبه در مصنف ص 40 ج 3 و ابونعیم فی الحلیه ص 47 ج 1 و اجتماع الجیوش ص 120

و قا ل (رض) هذه امرأه سمع الله شکواها من فوق سبع سموات، تفسیر ابن کثیر و ص 318 ج 4 و عقائد السلف الرد علی الجهمیه اللدار می ص 274 و اجتماع الجیوش ص 120  والاستیعاب لابن عبدالبر ص 283 ج 4 و اجتماع الجیوش ص 121

3ـ قول عبدالله بن رواحه (رض) ـ و ان العرش فوق الماء طاف و فوق العرش رب العالمینا مصدر سابق ص 122

4ـ قول ابن عباس (رض) و هو ای الله فوق الکرسی، اخرجه ابن قدامه فی کتابه العلو ص 34 و الاسماء و ا لصفات للبیهقی ص 420 و فتح الباری ص 383 ج 13 و ابن ابی شیبه فی کتاب العرش ص 59

و قال (رض) انزل الله براءتک من فوق سبع سموات، عقائد السلف للدارمی ص 275

و قال (رض) ان الله کان علی عرشه قبل ان یخلق شیئاً مصدر سابق ص 266

امام حماد علامه حافظ الحدیث بصره متوفی 179 (رح)

فرموده که الله تبارک و تعالی و امام الرسل و علماء سلف و ائمه اهل سنت و تمام اصحاب شفیع الامم و همه مومنین اسلام فرموده اند که الله عزوجل بالائی عرش است و انه یننزل الی السماء الدنیا و حجتهم علی ذلک النصوص و الاثار

مختصر العلو للعلی الغفار تالیف الحافظ شمس الدین الذهبی متولد 4673 متوفی 748 صفحه 146

امام ابوحنیفه (رح) فرموده اذا انکرانه تعالی علی العرش وانکر ان العرش فی السماء فقد کفر

کسی که الله تبارک و تعالی را بالائی عرش و عرش را در بالا نداند او کافر است، شرخ عقیده الطحاوی ص 288 و مختصر العلو للعلی الغفار لحافظ شمس الدین الذهبی متوفی748  صفحه 136 و ص 137 و اجتماع الجیوش الاسلامیه للامام ابن القیم محمد بن ابی بکر الجوزیه متولد 7 صفر 691 متوفی 13 رجب وقت آذان العشاء سنه 751 و علو الله علی خلقه تالیف الدکتور موسی بن سلیمان الدویش ص 147

بانی انکار اسماء و صفات الله عزوجل: لبید بن الاعصم الیهودی الذی سحر النبی(ص) است عن یهودی بالیمن و شاگرد لبید طالوت خواهر زاده و داماد لبید بود و شاگرد طالوت بیان بن سمعان است و شاگرد بیان بن سمعان الجعد بن درهم است و شاگرد جعد جهم بن صفوان السمرقندی ابومحرز غلام ازاد شده بنی راسب ازدی کوفی است

جعد را خالد بن عبدالله القسری بدستور هشام بن عبدالملک در روز عید قربان به جای گوسفند برای خود قربانی کرد کشت، البدایه و النهایه لابن کثیر ص 35 ج 9 و الکامل لا بن الاثیر ص 294 ج 5 و البدایه ص 19 ج 10 و تاریخ الجهمیه و المعتزله ص 27 و ص 28 وم در اسات فی الفرق و العقائد الاسلامیه ص 263 وم اجتماع الجیوش الاسلامیه ص 46 و ص 47 الاآن هر کی میداند مذهبش جمالزی میداند مرکبش

و السلام ابواسماعیل عبدالغنی شاهوزائی 22/10/1388

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 11

اصول امام ابوحنيفه (رح)

ائمه اربعه (رح) از تقليد خود نهي نموده‌اند. اعلام الموقعين ص 181 ج 2 لابن قيم متوفي 751

قال ابويوسف. لايحل لاحدان يقول مقالتنا حتي يعلم من اين قلنا اعلام الموقعين ص 182 ج 2 انما حدثت هذه البدعه في القرن الرابع المذموم علي لسان رسوله الله (ص) ص 189 ج 2 و اصحاب ابي حنيفه(رح) مجعون علي ان مذهب ابي حنيفه ان ضعيف الحديث عنده اولي من القياس و الرأي و علي ذلك بني مذهبه ص 77 ج 1 و ص 31 ج 1

1ـ و قدروي ابويوسف و الحسن بن زياد كلاهمان عن ابي حنيفه انه قال علمنا هذا رأي و هواحسن ماقدرنا عليه، و من جاءنا باحسن منه قبلناه منه ص 75 ج 1

الانتقاء في فضائل الأئمه الثلاثه الفقهاء ص 258

و اعلم ان الاجماع و الحجه و السواد الاعظم هو العالم صاحب الحق و ان كان وحده و ان خالفه اهل الارض اعلام اموقعين ص 409 ج 3

الجماعه ما وافق الحق و ان كنت وحدك، و ان الجماعه ماوافق طاعه الله تعالي ابن مسعود (رض) ص 409 ج 3 از اعلام الموقعين

2ـ انه كان يقول كذب و الله و افتري علينا من يقول عنا انّنا نقدّم القياس علي النص هل يجتاج بعد النص الي قياس لا نقيس الّا عند الضروره الشديده رخ الميزا الكبري لا بي المواهب عبدالوهاب الشعراني المتوفي 973 ص 79 ج 1

3ـ و قال (رح) اني اقدّم العمل بالكتاب ثم بالسنه ثم باقضيه الصحابه مقدما ما اتفقوا عليه علي ما اختلفوا فيه و حينئذ اقيس فقاموا كلهم قبلوا يده و ركبته و قالو اله انت سيد العلماء‌ فاعف عنا فيما مضي منا و قيعتنا فيك بغير علم فقال: غفرالله لنا و لكم اجمعين مصدر سابق ص 80 ج 1

توضيح امام سفيان التوري و مقاتل بن حيان و حمادبن سلمه و جعفر الصادق و غيرهم من الفقهاء آمدند با امام بحث نمودند كه شمادر دين قياس مي‌كنيد و ما از عاقبت شما مي‌ترسيم زيرا اول از همه ابليس قياس كرده پس امام ابوحنيفه اين تفصيل را براي آنها بيان نمود.

4ـ قال ابوحنيفه(رح) من جحد حرفا من القرآن فهو كافر، الانتقاء ص 317

5ـ كان ابوحنيفه(رح) لايردُّ حديثا ثبت عنده عن رسول الله(ص) الخ الانتقاء ص 322

6ـ و قال ابوحنيفه(رح) لعن الله من يخالف رسول الله(ص) به اكر منا الله و به استنقذنا ـ الانتقاء ص 259

7ـ و قال هذا الذي نحن فيه رأي لانجبراحداً عليه و لا نقول يجب علي احد قبوله بكراهه فمن كان عنده شئي احسن منه فليات به الانتقاء ص 258 و ميزان الشعراني ص 71

8ـ في المسجد حلقه ينظرون في الفقه قال: لهم رأس قالو لا قال (رح) لا يفقه هولاء ابداً ـ‌الانتقاء ص 257

9ـ اذا صح عنده الخبر عن رسول الله (ص) لم يعده الي غيره الانتقاء‌ ص 199

10ـ قال (رح) اذا طلبوا العلم بلا حديث فسدوا ميزان و حقيقه الفقه كامل ص 62

11ـ قال (رح) اذا صح الحديث فهو مذهبي ـ كلمات طيبات و حقيقه الفقه ص 62

12ـ قال (رح) اتركوا قولي المخالف بكتاب الله و بخبر الرسول (ص) عقد الجيد مجتبائي ص 53

13ـ قال (رح) ماجاء عن رسول الله (ص) بابي هو وامي فعلي الرأس و العين و ما جاء عن اصحابه تخيرنا و ماجاء عن غير هم فهم رجال و نحن رجال ميزان الشعراني ص 29 و 44 مصري و 79 و حقيقه الفقه ص 61

14ـ و قال (رح) الحديث الضعيف احبُّ الي من آراء الرجال مرقاه جلد دو تحت حديث لاصلوه الا بفاتحه الكتاب فصاعداً ص ورد المحتار ص 57 ج 1 و حقيقه الفقه ص 62

15ـ و قال (رح) لا ينبغي لمن لم يعرف دليلي ان يفتي بكلامي عقد الجيد ص 70

 وميزان الشعراني ص 71 ج 1

16ـ و قال (رح) البول في المسجدا حسن من بعض قياسهم اعلام الموقعين ص 93 ج 1 و حقيقه الفقه ص 63

17ـ و قال (رح) اياكم و القول في دين الله تعالي بالرأي و عليكم با تباع السنه فمن خرج عنها ضل ـ ميزان الشعراني ص 63 و ص 71 ج 1 و الفتوحات المكيه بسنده الي الامام ابي حنيفه رح و حقيقه الفقه ص 64

18ـ دخل شخص الكوفه بكتاب دانيال فكاد ابوحنيفه ان يقتله و قال اكتاب سوي القرآن و الحديث ميزان الشعراني ص 49 ج 1 و حقيقه الفقه ص 64

19ـ و قال الامام ابوحنيفه (رح) لا تقلدني و لا تُقلِدَنّ ما لكاولا غيره و خذالاحكام من حيث اخذوا من الكتاب و السنه، تحفه الاخيار في بيان سنت سيد الابرار طبع فاروقي ص 4 و ميزان الشعراني و حقيقه الفقه ص 64

20ـ قال مرجاني الحنفي قال الشافعي (رح) اجمع المسلمون علي ان من استبانت له سنه رسول الله (ص) لم يحلْ له ان يدعها بقول احدٍ ناظوره الحق مطبوعه بلغار ص 26 و حقيقه الفقه ص 66

21ـ‌ همه ائمه مقلدين خود را به عمل كتاب و سنت ترغيب مي‌دادند الميزان ص 67

22ـ و قال (رح) يقول عليكم بآثار من سلف و اياكم و رأي الرجال و ان زخرفوه بالقول الخ الميزان ص 71 ج 1

23ـ فاوْلهم تبريّا من كل رأي يخالف ظاهر الشريعه الامام ابوحنيفه (رح) الميزان ص 7 ج 1 و ص 81 ج 1

24ـ و اعتقادنا و اعتقاد كل منصف في الامام ابي حنيفه (رح) ما رويناهاانفاعنه ص 70 من ذمّ الرأي و التبري منه و من تقديمه النص علي القياس انه لوعاش حتي دونت احاديث الشريعه و بعد رحيل الحفاظ في جمعها من البلاد و الثغور  ظفربها لاخذبها و ترك كل قياس كان قاسه  كان القياس قل في مذهبه كما قل في مذب غيره بالنسبه اليه لكن لما كانت ادله الشريعه مفرقه في عصره مع التابعين و تابع التابعين في المدائن و القري و الثغور كثر القياس في مذهبه بالنسبه الي غيره من الاأئمه ضروره لعدم وجود النص في تلك المسائل التي قاس فيها بخلاف غيره من الأئمه الخ الميزان ص 81 ج 1

25ـ فقد صح عنه انه قال اذا صح الحديث فهو مذهبي و قد حكي ذلك ابن عبدالبر عن ابي حنيفه و غيره من الأئمه و نقله ابضاً الامام الشعراني عن الائمه الأربعه اذا صح الحديث و كان علي خلاف المذهب عمل بالحديث و يكون ذلك مذهبه و لا يخرج مقلده من كونه حنفيا بالعمل به، فتاوي شامي مطلب صح عن الامام انه قال اذا صح الحديث فهو مذهبي ص 46 ج 1 و نقله العلامه بيري في اول شرحه علي الاشباه عن شرح الهدايه لا بن الشحنه سوال‌ ـ با اين اقوال و اصول صحيح و صريح و موافق با سلف صالحين اسلام صپس چرا كتب معتمد فقه مذهبي و كلامي و فتاواي معتبر احناف بدون ابوحنيفه (رح) پر از مسائل خرافي و كفر آميز و تمسخر بالدين هستند جواب درمذهب احناف شيعه ـ معتزله ـ مرجئه در عقيده و فقه مذهبي نفوذ كرده اند الرفع و التكميل لعبد الحي اللكنوي (رح) ص 375 تا ص 386

ختامه مسك (اي رسول ما) اگر الله تو (در مشيت ازلي) مي‌خواست اهل زمين همه يكسره ايمان مياورند (چون نخواستيم) توكي تواني تا بجبر و اكراه همه را مؤمن گرداني (99) و هيچ يك از نفوس بشر را تا الله رخصت ندهد ايمان نياورد و پليدي (كفر و جهالت) را الله تعال براي مردم بيخرد كه عقل را كار نبندند مقرر مي‌دارد، 100 سوره يونس

 

ابواسماعيل عبدالغني شاهوزهي

20/10/1388

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 10

بسمه تعالي

جناب محترم و مفتي اعظم و مؤلف بلوچستان مولوي محمدعمر (هداهُ الله)

­

بعد از عرض ادب و سلام نامه گرامي جناب در تاريخ 12 صفر / 1420 هجري قمري بدست اين (حقير رسيد و از دو عبارت اعترافي جناب بي حد و اندازه خوشحال و مسرور گشتم ولي اي كاش اين اعترافات (بجاي تأليفات زيادي بر عليه من) در ابتداي امر مي‌كردي، و از عقايد پوچ و جملات شركيه كه در تأليفات جنابعالي موجود و بنده به عنوان مثال چند جمله را با شماره صفحه و ذكر حواله براي شما ارسال مي‌كنم تا كه توبه كنيد.

چنانچه دراين نامه نوشته‌ايد، «صدهابار از آن توبه مي‌كنم» هنوز هم دير نشده دروازه توبه باز است توبه كنيد و به شاگردان و مريدان و مقلدين خويش (كه از توبه شما بي خبر هستند و همچنان بر عقائد شركيه شما مصرانه عامل مي‌باشند) ـ اعلام كنيد كه تا آنها از عقائد شركيه شما خود را نجات داده و به سوي درگاه توبه خداوند بشتابيد و از رحمتهاي خدا محروم نگردند و عامل به عقيده صحيح سلف صالح امت باشند ـ اين درگاه درگاه نااميدي نيست ع

و اعترافي كه شما در نامه خود كرده‌ايد دو مورد از عبارت آن نامه مرسله نقل مي‌كنيم.

1ـ و در مورد اعلاميه از نمره يك گرفته تا آخر اگر واقعي احقر داري اين نظريات باشند يا كه در كداميكي از تأليفات بنده ديده شوند صدها بار از آنها توبه مي‌كنم.

2ـ تافرد بي ارزش و نالائق و داراي چنين عقائد پوچ مثل محمدعمر را در تمام عالم شهرت نازيبايي پيدا گردد ـ از اين اعترافات شما اين نتيجه به دست مي‌آيد كه اگر عقيده از اين نمونه مسائل شما ثابت شوند پوچ و كتابهاي كه داراي چنين مسائل اند پوچ و بنياد مذهبي كه بر اين كتابها استوار شده پوچ و حوزه‌هاي علميه‌اي كه اين كتابها را با اينگونه مسائل و عقيده به اولاد مسلمين تحميل و درس مي‌دهند پوچ و مولوي‌هاي كه از اين حوزه‌ها فارغ التحصيل مي‌شوند پوچ و پولي كه (مردم براي ثواب و رضاي خدا و اشاعت قرآن و حديث به اين حوزه‌ها مي‌دهند) در واقع پول آنها براي چنين مدارس و تداريس اين كتابهاي ضد اسلام (به جاي قرآن و حديث و فقه صحيح) بجاي ثواب تبديل به عذاب مي‌گردد و پوچ و در نتيجه بنده به والله باالله تاالله قسم مي‌خورم كه شما و هم عقيده‌هاي امثال شما همين كتابها را با اين نمونه عقائد و مسائل پوچ خوانده‌ايد و مولوي شده‌ايد و نيز در حال حاضر همين كتابها را در حوزه‌هاي خودتان درس مي‌دهيد و از  اين كتابها فتواي صادر مي‌كنيد و اين كتابها را اصول مذهب خود قرار داده معتبر و معتمد و صحيح و مقدس دانسته و تأييد مي‌كنيد.

و جنابعالي كه در يكي از تأليفات خود باسم الهدايه في تحقيق الشرك في الرساله در صفحه 45 مرقوم فرموده‌ايد كه در مدت هزار دويست سال است كه جمهور امت و علماء اسلام تعاملاً و توارثاً اين طوق (تقليد)‌زرين را زيب گردن خود كرده و آنرا وسيله نجات و سرمايه افتخار خود كرده‌اند، اگر سخن جنابعالي درست است پس چرا حاضر به گفتگوي رودر رو حاضر نمي‌شويد.

تا اين دعواي بي بنياد و مسائل پوچ را كه در كتب درجه يك و عالي شما در حضور چند نفر منصف و دانشمند اثبات و اظهار نمايم حالان چند عبارت (در يكي از تأليفات شما باسم تدبير دفع مصائب و بليات نقل مي‌كنم كه تا بخوانيم و ببينيد كه از ياد شما رفته‌اند و انكار مي‌كنيد.

1ـ در صفحه 9 همين كتاب عبارت زير را بخوانيد.

يا اَيُّها الجَخاعه المُسخَروُن المُطيعون اِجْعَلُوا كلمتي سَارِيَّهً و قَوْلي مَسْموعاً مَقْبولاً اكِفونِي مُهِمَّاتِي وَ اَمْدُدْنِي و اَعيْنوني فِي الاُمورِ كُلِّها اَلكُليهِ و الجُزئيه.

2ـ‌ در صفحه 48 همين كتاب را بخوانيد و توبه كنيد

يا ايُها الكِلابُ السَوَدُ كُلو لحمَ فلان بن فلانه و عظامهٌ.

3 ـ يا رسولَ اللهَ اني اَسْتَجِيرٌ بِكَ مِن ظلمِ فلان بن فلانه فَخُذ حقي منه.

4 ـ در صفحه 41 همين كتاب بنگريد و هزار بار توبه كنيد.

الم تركيفَ فَعلَ ربُكَ يا بُدوحِ يا جَبرئيل يا اصحاب الفيل يا خان يا تنكفيل الم يجعل كيدهم في تضليل يا خالق يا ميكائيل و ارْسَل عَليهم طيراً ابابيل، يا شهدائيل يا همرائيل ترميمهِم بحجارهٍ يا رحمنُ يا اماكيل من سجيلِ فَجَعَلَهُم كَعيفٍ ماكول يا عضم ـ يا لرمائيل ـ

(نعوذ بالله من الشرك و الكفر و التحريف) اللهم اياكَ نعبُدُ و اياك نَستعين ـ اين نمونه بود از خروار.

 

و السلام علي من اتبع الهدي

عبدالغني شاهوزهي 10/3/1378 هجري شمسي

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 9

بسمه الله الرحمن الرحيم

 

نحمده و نصلي علي رسوله الكريم اما بعد مكرمي الحاج مولانا شاهوزهي السلام عليكم و رحمه الله و بركاته با عرض معذرت هدف احقر از تأليف فتاوي توهين حضرتعالي نبوده و پخش اين مسائل براي ارائه مردم و توهين جناب نيست كه حضرتعالي اينقدر عصباني و دست پاچه بشويد احقر بنيت اشاعت مسائل نوشته‌ام شما خود ياد داريد كه در حرم مكه المكرمه چون با هم برخورد كرديم فرموديد كه هدف بنده تحقيق مسائل بوده نه انتقاد بر مذهب و مسائل فقها الآن هدف بنده هم انتقاد و توهين عليه جناب نيست محض اشاعت مسائل چنانچه شما خود نگاه كنيد تمام سوالات جناب نوشته نشده‌اند محض براي اينكه اين سوالات از چه كسي آمده اند بعض جا اسم گرامي ذكر شده است ـ و اگر شما به بردن اسم گرامي ناراحت هستيد بنده صدها بار از جناب عذر و پوزش و معافي مي‌خواهم ـ الآن كه مسن و بر لب گور رسيده ام زمان صلح و آشتي و اظهار محبت است با هر مسلمان زمان جنگ و مناظره زمان بخار جواني است ـ بقول سعدي نه هر جا مركب توان تاختن ـ كه جاها سفر بايد انداختن ـ بنده الآن تسليم و بر حضرت عالي مي‌گويم سلاماً و نيز اخيراً خيلي نازيبا مي‌دانم كه طلبه بي ارزشي مثل اين احقر در قبال صاحب علمي كامل و استاذي مجرب مثل حضرت عالي قيام كنم بلكه امثال مرا با اين حال پيري و كم علمي تسليم لازمست و محل مناظره كه تعيين فرموده‌ايد بنظر احقر خيلي محترمي است و ما ملت دفتر مقام معظم رهبري را لازم الاحترام مي‌دانيم و چونكه حضرتعالي حاج آقاي حسيني نسبتاً سيد و آل رسول است و دوم نماينده كه رهبر ملت است دفتر او مقام صلح و آشتي ما ملت كه فرزندان رهبر ملت هستيم مي‌باشد نه كه مقام جنگ ودرگيري و مناظره ما اين يكنوع توهين بر آن مقام عالي مي‌گردد ممكن يك نادان از اين كلمه حضرتعالي در سوء تفاهم افتاده استفاده سوء‌كند كه شايد شما آن مقام عالي را در ين مورد مشوره كرده‌ايد و ايشان به اين امر راضي‌اند كه بين علما ملت درگيري و اختلاف پيدا گردد و لهذا زيبا نبوده كه شما اين كلمه را مي‌نوشتيد پاس احترام آن مقام بر من و تو لازم است آن دفتر مقام وحدت علمائيست نه مقام اختلاف علماء و مگر نمي‌بيني كه هر سال ايشان جلسه پر افتخار وحدت بين العلما را در همين دفتر برقرار مي‌دارند ـ اين براي وصل كردن آمد است ني براي فصل كردن آمداست ـ و در مورد اعلاميه از نمره يك گرفته تا آخر ـ اگر واقعي احقر داراي اين نظرياتم يا كه در كدام يكي از از تأليفات بنده ديده شوند صدها بار از آنها توبه مي‌كنم و اگر نيستند ذمه محاسبه آنها در يوم الدين بر عليه ملزم مي‌چسبد هدانا الله و اياكم ـ البته مردم اعتراض دارند كه حواله صفحه و كتاب ننوشته‌اي ـ شما از جانب احقر اجازت كامل داريد كه اين اعلاميه‌اي پر محتوا را تا قيد حيات خود در هر ماه تجديد كرده بر كشورهاي خاورميانه نه تنها بلكه بتمام كشورهاي شرق و غرب برسانيد جذاك الله خير الجزاء ـ تا فردي بي ارزش و نالايق و داوري چنين عقايد پوچ مثل محمد عمر را در تمام عالم شهرت نازيبايي پيدا گردد ـ چرا كه داراي چنين نظريات همين طور لا يقست و حضرت عالي را به اين همت و مردانگي صدها آفرين و تبريك مي‌كنم ـ تا كه مسلمانان از شر عقايدي من محفوظ گردند ـ بنده اينقدر در اينمورد احساس خوشي مي‌كنم كه حدي ندارد اگر فرصت مالي در دسترس بنده پيدا گردد و انشاء الله تعالي جائزه درخور قدرت نالائق خود در صله اين لطف بي پايان حضرتعالي تقديم مي‌كنم ـ جزاك الله عني خيرالجزا ـ و السلام ـ و در پايان شما را بخدا مي‌سپارم ـ و التماس دعا دارم ـ اين كار از تو آيد و مردان چنين كنند ـ

 

/5 صفر/1420/هـ ق              محمدعمر ملازهي


دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 8

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب علي بيجارزهي معاون گشتي ما غير مقلدين را شناختيم

 

الحمدلله رب العلمين و الصلاه و السلام علي امام الاولين و الاخرين و علي غيرالمقلدين الذين اتبعوه الي يوم الدين فاعوذ بالله من الشيطن الرجيم يايها الذين آمنوا اتّقُوا اللهَ و قُولُوا قولا سديداً. يصلح لكم اعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم و من يطع الله و رسوله فقد فازفوزاً عظيما سوره الاحزاب آيه70-71.

1ـ آدم عليه الصلاه و السلام از ابوالجان بجاي اتباع فرمان رب العلمين تقليد نمود، الله تبارك و تعالي او را بدون لباس لخت از جنت برونش كرد.

2ـ كنعان از رأي و قياس در مقابل قول پيامبر(ص) اجتهاد نمود و غرق گرديد و نوح عليه الصلاه و السلام غير مقلد مطيع فرمان معبود بر حق خود نجات حاصل كرد.

3ـ يونس عليه الصلاه و السلام بجاي پيروي و انتظار فرمان الرحمن عل العرش استواي از قياس و رأي خود اجتهاد نمود در شكم ماهي زندان گرديد و بعد از توبه بيرون آمد و مطيع فرمان معبود بر حق خود گرديد. و ابليس لعين از دليل قياس در انكار يك سجده در مقابل فرمان الرحمن علي العرش استوي تا ابد ملعون گرديد.

4ـ ابراهيم و لوط و شعيب و موسي عليهم الصلاه و السلام غير مقلدين قوم خود و تابع فرمان رب العلمين بودند و نجات حاصل كردند.

5ـ فرعون و هامان و نمرود و قارون بجاي فرمان پيامبران از رأي و قياس و تقليد ديگران غرق و خسف و هلاك و بعذاب دارين گرفتار شدند.

6ـ عيسي عليه الصلاه و السلام از احبار و رهبان تقليد نكرد و فقط تابع فرمان معبود بر حق خود بود. از شر مقلدين نجات و به آسمان بالا برده شد و تا حالا زنده است.

7ـ بعد از همه در دنيا و اول از همه در آخرت امام الرسل و شفيع الامم و خاتم الانبياء و امام اعظم محمد رسول الله صلي الله تعالي عليه و اله و اصحابه و اتباعه اجمعين غير مقلد احبار و رهبان و خادمين بيت الله الحرام از قريش بود فقط و فقط مطيع و تابع فرمان، وحي الهي بود و از يك آيه‌ي توراه، انجيل، زبور، الدرالمختار و تنويرالابصار منزل من الله في زعم مقلدين تقليد نه نمودند و در تبليغ دين اسلام و در مشكلات دنياوي مقلدين از انبياء سلف سابقين و صالحين اقتداء نمودند و الله تبارك و تعالي به او امر نمود كه تو نيز از راه آنها پيروي نما الايه 90 سوره انعام و از رأي و قياس اجتهاد و استنباط به پرهيزيد و اتبع ما يوحي اليك من ربك ان الله كان بما تعملون خبيراً آيه 2 سوره الاحزاب

تنها از آنچه به تو از جانب الله تعالي وحي مي‌شود پيروي كن و هرگز مقلد رأي منكران و منافقان مباش ـ سوره الاحزاب آيه 1 و اگر از هوا و هوس دلخواه (مقلدين توراه و انجيل) تقليد كنيد بعد از آنكه از جانب الله (تعالي) علم يافتي درين صورت البته از گروه ستمگران خواهي بود، سوره البقره آيه 145 و 120 و سوره الرعد آيه 37 و سوره الحاقه آيه 44 تا 47 و سوره الزمر آيه 65 و آل عمران آيه 60 و التحريم آيه 1 و سوره عبس آيه 1 تا 10 و سوره الاسراء آيه 73 تا 75 و سوره الانفال آيه 67 تا 79 و همچنين به پيروان امام الرسل خطاب و دستور داد: كه اي اهل ايمان چون الله (تعالي) و رسول(ص) شما را دعوت كنند اجابت كنيد تا بحيات ابد رسيد الايه 24 سوره الانفال و بترسيد از عذابي و بلائي كه چون آيد تنها مخصوص ستمگران شما نباشد بلكه ظالمان و از بيان نكنندگان حق همه را فراگيرد انفال 25 و سوره النور آيه 51 و52 و 48 و54 و63 و سوره الاحزاب آيه 21 و 36 و سوره النساء آيه 80 و آل عمران آيه 32 و 132 و سوره النساء آيه 59 و61و64و65 و سوره مائده آيه 92 و سوره الانفال آيه 1و20و46 و سوره النور آيه 54 و سوره محمد آيه 33 و سوره المجادله آيه 13و20و22 و سوره تغابن آيه 12 و سوره التوبه آيه 24و71 اين بيست هشت آيه حداقل خط و مرجع و منبع غير مقلدين (مسلمان كامل و خالص) را مشخص نمود و احاديث صحيح امام الرسل و امام غيرمقلدين لا يُحصي و لا يُعد هستند يكي از آنها حديث الثقلين است بعبارت تركتُ فيكم امرين لن تضِلُّوا ما تمسكتُم بهما كتاب الله و سنه رسوله رواه مالك في الموطا و  الحاكم عن ابن عباس(ض) و ابي هريره(رض) مشكاه باب الاعتصام بالكتاب و السنه حديث شماره 186 و آيه فمن اتبع هداي فلا يضِلُّ و لا يشقي 123 سوره طه هر كه از راه من (كتب آسماني) (غير از الدرالمختار و تنوير الابصار) پيروي كند نه هرگز گمراه شود و نه شقي بد بخت گردد و بعد از رحلت امام اعظم(ص) تمام صحابه بالخصوص خلفاء راشدين تابع و مطيع مطابق همين حديث الثقلين بودند تا سنه‌ي صد هجري كسي براي تقليد مثل ابوحنيفه(رح) مشخص و معين نگرديده و همچنين بعد از صحابه كسي از تابعين مرجع تقليد نبوده همه و همه به حديث الثقلين عمل نموده‌اند تا سنه‌ي چهار صد هجري چنانچه شاه ولي الله دهلوي(رح) فرموده حكايت حال مردم پيش از قرن چهارم و بعد از آن ص 436 مترجم حسين بُرگُشتي حجت الله البالغه و همچنين فتوي ديوبند را بر غير مقلد نگاه كنيد ايشان گفته‌اند غير مقلد كه در عقيده اهل سنت و الجماعت هم مسلك هستند اهل سنت‌اند اكثر و بيشتر غير مقلدين هندوستان چنين‌اند اگر كسي درشان ائمه اربعه و سلف صالحين گستاخي كند فاسق است، سيف يماني بر مكائد فرقه‌ي رضا خاني ص 105 تاليف محمد منظور نعماني مدير الفرقان لكهنو تائيد شده‌ي اشرف علي تهانوي و شبيراحمد عثماني و محمد عبدالشكور لكنوي و محمد مرتضي حسن و ظفراحمد عثماني و محمد نعمت‌الله مانكپوري شاگرد رشيد احمد گنگوهي مريد امداد الله مهاجر مكي

9ـ الآن مصداق اين فتوي را بايد بدانيم كه مقلدين قياس‌اند يا پيروان حق و حقيقت و اسلام ناب: 1ـ امام الشافعي حبرالامت(رح) و اميرمعاويه(رض) و الزهري(رح) و عطا بن ابي رباح(رح) استاد ابوحنيفه و ابن عباس(رض) و عمروبن شعيب عن ابيه عن جده و ابوهريره وسعد(رض) بن عباده و ابن المسيب و عمربن عبدالعزيز رو واعن النبي(ص) انه قضي باليمن مع الشاهد كتاب الام ص 9و12 ج 7 و معقل بن سنان(رض) عند المقلدين اعرابي بوال علي عقبه است نورالانوار ص 180

صاحب منار عبدالله نسفي و صاحب نورالانوار ملاجيون هندي گفته‌اند كه هركسي حكم جواز را به اين حديث داده جاهل و بدعتي‌اند ـ شرح وقايه ص 259 كتاب الدعوي نورالهدايه ترجمه اردو شرح وقايه ص 467 و نورالانوار ص 300 و تلويح ص 10و12 ج 2 و همچنين كسانيكه خريد و فروش امهات الاولاد (كنيزبچه‌دار) را فتوي و جائز مي دانند جاهل‌اند، مثل جابربن عبدالله انصار(رض) و كل صحابه(رض) در عهد رسول الله(ص) رواه ابو داود و علي(رض) و الامام الحافظ الفقيه المجتهد داود الظاهري الاصفهاني همه نعوذبالله جاهل هستند نورالانوار ص 300 و حديث علي(رض) در كتاب الام ص 185 ج7 است و اصحاب رسول الله(ص) سه قسم‌اند، مؤمن مخلص و اعرابي جاهل ـ و منافق لم يعرف نفاقه الخ اصول شاشي ص 76 احمد بن محمد بن اسحاق ابو علي الشاشي الفقيه علي مذهب ابي حنيفه (رح) و كان شيخ الجماعه و كان ابوالحسن الكرخي جعل التدريس له حين فلج و توفي ابوعلي الشاشي ص 344 تاريخ بغداد ص 392 ج4 و صحابه مثل ديگران. عادل و غير عادل دارند مگر كساني كه به عدالت مشهور شده‌اند و معاويه(رض) ياغي در اسلام و محارب با امام علي (رض) و قاتل صحابه بوده التلويح ص 16 ج 2

2ـ ابوهريره(رض) انس(رض) براء بن عازب(رض) و غيرهم فقيه نيستند نورالانوار ص 179 و نامي مع حسامي ص 148 يا ص 153 و ص 149 و وابصه بن معبد(رض) و سلمه بن المحبق الصحابي(رض) در روايه حديث و عدالت مجهول‌اند نورالانوار ص 180 و نامي مع حسامي ص 153 و ص 150 و ص 154 و وائل بن حجر(رض) اعرابي است اسلام را نمي‌داند و با پيامبر(ص) يك نماز خوانده است جامع المسانيد لا بي حنيفه(رح) ص 358 ج 1

امام حافظ الحديث دارقطني مستحق تضعيف است زيرا در احكام مسائل مخلوط مي‌آرد، ايضاح الادله محمود الحسن ديوبندي ص 57 فيض الباري انورشاه كشميري ديوبندي ص 388ج2، و امام بيهقي متعصب است فيض الباري ص 69 و ابن حجر عسقلاني: اصول را نمي‌داند فيض الباري ص 408 ج3 يعني اصول مقلدين و منكرين حديث را عبدالرشيد نعماني حنفي ديوبندي گفته قلم حافظ ابن حجر شمشير حجاج بن يوسف ثقفي است حيات ابن حجر ص30 يعني در بيان نقائص مردم حديث سازان و كذّابان را و ابن جوزي و فيروز آبادي و دارقطني و علامه خطيب بغدادي متعصب و تخريب كننده دين هستند يعني دين منكرين ختم نبوت را عملاً لذا جرح ايشان اعتباري ندارد نامي مع حسامي ص 154ج1 امام بخاري(رح) تعصب مذهبي دارد زيرا تمام سعي و كوشش بشري خود را در جمع‌آوري حديث امام الرسل صرف نمود، بدون رعايت حال مذهب اعتزال و مرجئه،‌ قدريه، جهميه منكرين اسماء و صفات و احاديث خاتم الانبياء (ص) بقوله قال بعض الناس حتي براي خواندن فاتحه خلف الامام و رفع اليدين دويست اندي دلايل حديثي با سند صحيح و متن صريح جمع و تاليف نموده و روايات شاذه و غير صحيح مقلدين كرخي را رد و انكار و مرجوح قرار داده هدايه المعتدي رشيد احمد گنگوهي ص 33 و فصل الخطاب لانورشاه كشميري ص 78. اين بود دوستي مقلدين احناف با اصحاب امام الرسل(ص) و سلف صالحين رضي الله تعالي عنهم

 

ابواسماعيل عبدالغني شاهوزائي تاريخ اختتام

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 7

تقليد مذهب مقلدين جامد پل تحير لاديني است.

یکی از جارحین هم عصر جناب مفتی زکریا دهوار سراوانی و مولوی نظر محمد زعیمی جالقی و مولوی عبدالسلام شولیبر زاهدانی و علی بجارزهی معاون شیخ الحدیث گشت محمدامين صفدر پاكستاني و علي رسولي خراساني و عبدالرحيم لاجپوري و محمد نور احمدي و دكتر عبدالله عبدالعزيز حمارسوار و نائب ابن سبا و سرفراز خان صفدر نائب جابر جعفي كذاب و دكتر محمد سعيد رمضان بوطي و حكيم اختر و عبدالعزيز نعماني و محمدعلي جمالزهي داراي گواهينامه پايه يك ناقه و حمار محلي و خيول خاشي فارغ شده حوزه علمي ترشاب و مولوي ناصر كرد خطيب مسجد جامع مولوي يارمحمد ريگي و نائب ابن الملجم جزاهم الله ما يستحقون که بر علیه مسلمین متبعین قرآن و حدیث الصحیح خاتم الانبیاء در خط جمهور علماء امت از صحابه و تابعین الی یوم الدین: حمله و دروغ پردازی و جرح بلادلیل نموده اند الان بنده بطور گذرا: عقیده و مذهبشان را از کتب سطح بالا معتبر و معتمد بدون تردید الی یوم الوعید و بدون کم زیاد نقل می کنم تا خواننده ثالث منصف قضاوت فرمایند.

1ـ در قرآن بودن بسم الله الرحمن الرحیم شک و شبهه است نورالانوار ص 7 و لم یکفر جاحدها لشبهه فیها تنویر الابصار و در المختار منزل من الله تعالی فی زعم شوليبر. مطلب فی بیان المتواتر و الشاذ مطلب قرأه البسمله ص 330 ج 1 طبع احیاء التراث العربی بیروت لبنان از فتاوی شامی

2 و من زعم ان المعوذتین لیستا من القرآن لا یکون کافراً فتاوی نوازل ص 19 و فتاوی قاضی خان 574 ج 3 باب مایکون کفراً و مالا یکون کفراً

3ـ الم ترکیف فعل ربک (1) یابد و ح یا جبرئیل (2) یا اصحاب الفیل (3) یا خان یا تنکفیل (4) الم یجعل کیدهم فی تضلیل (5) یا خالق یا میکائیل (6) و ارسل علیهم طیرا ابابیل (7) یا شهدا نیل یا همرائیل (8) ترمیهم بحجاره (9) یا رحمن یا امواکیل (10) من سجیل (11) فجعلهم کعصف ماکول (12)

با عضم یا لرمائیل (13) موارد الشوارد محمد عصر نقشبندی سربازی ص 234. اهل سنت تحریف و انکار قرآن را کفر میدانند.

(4) اگر مادر، دختر، خواهر و عمه و خاله خود را نکاح و زنا نمود حد شرعی واجب نمیشود البته مهریه و تعزیز واجب است فتح القدیر و هدایه و قدوری و کنزالدقائق، بحرالرائق. فتاوای قاضی خان. نهرالفائق، فتاوی عالم گیری ص 149 ج 2 و الاسبیجابی.

رد المحتار، در المختار، تنویرالابصار، و غیرها کتاب الحدود باب الوط الذی یوجب الحد و الذی لایوجبه

غیر مقلدین این نکاح را کفر و عامل آن را کافر مرتد و حکم آن را قتل می دانند نگاه کنید در سنن اربعه ترمذی شریف و ابوداود و ابن ماجه و نسائی به روایت براء بن عازب

(7) پادشاه در تمام کارهای فحشاء از حدود شرعی معاف است الاالقصاص ـ الهدایه کتاب الحدود ص 52 ج 2 و فتح القدیر ص 50 ج 5 و فتاوی شامی و فتاوی قاضی خان 478 ج 3 ص 73 ج 3 زیرا به مولویها خیرات زیاد میدهند.

(8) نابینا اگر بر بستری خود با زنی جماع نمود بگمان اينکه منکوحه او است حد بر او لازم است فتاوی قاضی خان ص 47 ج 2 کتاب الحدود فتح القدیر، الهدایه، کتاب الحدود زیرا به آخندها چانده نداده

(9) شراب مسکر گندم، جو، ذرت، عسل حلال است و حد ندارد، هدایه ص 494 ج4 کتاب الاشربه جامعه الصغیر و تافع الکبیر ص 398 زیرا قیمت آب جواز شراب انگور، خرما ارزان تر اس.

(10) تجارت گوشت سگ، الاغ، و تمام درندها وحشی بشرط ذبح کردن جائز است در روایت صحیحه از امام: المحیط عالم گیری الفصل الخامس فی بیع المحرم الصید و فی بیع المحرمات ص 115 ج 3 و فتاوی اهل سمرقند و اختیار الصدر الشهید و الذخیره زيرا گوشت گوسفند گران است مردم توانائی آن را ندارند

(11) اگر زنی را برای زنا کردن اجاره نمود حد ندارد فتاوی قاضی خان و عالم گیری ص 149 ج 2 تاپول دارا درتنگی و فریشانی سردرگم نباشند و به آخند برسند و به مدارس مقلدین چانده بدهند

(12) مال و ناموس مظلوم برای مدعی ظالم باد و شاهد دورغین  و حکم قاضی در ظاهر و باطن حلال است، جامع الصغیر باب القضاء ص 327، عالم گیری باب فیما وقع القضاء بشهاده الزور ص 351 ج 3 و باب الرابع فی بیان المحرمات القسم التاسع المحرمات بالطلقات و الهدایه ص 313 ج 2 فصل فی بیان المحرمات اگر چنین نباشد پس سردارها و حاکم و کدخدا از کجا بخورند زنده باد دیوبند پایبند باد مفتی زکریا دهواری و نظرمحمد جالقی و مفتی قاسم بنی کمال و عبدالحلیم قاضی و احمد علی سهارنپوری محشی بخاری صفحه 1064 جلد دو و مولوی عبدالسلام شولیبر زاهدانی

(13) کافر ذمی مسلمانی را قتل کرد یا پیامبر (ص) را توهین نمود یا بازن مسلمان بدکاری کرد عهد او نمی شکند ـ هدایه کتاب السیر باب الجزیه زیرا مالیات میدهد ص 598 ج 2 با این مذهب، آیه دوازده و شست یک سوره توبه و آیه 57 سوره الاحزاب را انکار میکنند. الا اشهدوا ان دمها هدر ابوداود حدیث 4361 باب الجکم فیمن سب رسول الله(ص) ص 650

(14) توهین قرآن را جائز میدانند، تجنیس، فتاوی شامی مطلب فی التداوی بالمحرم ص 14 ج 1 عالم گیری فتاوی قاضی خان مفتی ابوبکر اسکاف متوفی 333 هجری کتاب الحظر و الاباحه برهامش عامل گیری ص 404 ج 3 و ص 356 ج 5 باب الثامن عشر في التدوای و المعالجات: با تائید مفتی قاسم و عبدالحلیم قاضی دارالافتاء حوزه مکی زاهدان تاریخ 24/11/1323 ق شماره 3363

(15) شرط افضلیت امام جماعت زن خوشگل و ذکر کوچک است تنویر الابصار و در المختار ص 375 ج 1 باب الامامه و طحطاوی شرح مراقیح الفلاح ص 60 باب الامامه زیرا این علامت سید است

(16) سوت زدن سگ و گربه و راندن خر و حمل سگ نماز را فاسد نمیکند تنویر الابصار، درالمختار و رد المحتار ص 412 باب مایفسد الصلاه و مایکره فیها و باب شروط الصلوه ص 269 ج 1

اما حمل قرآن و خواندن ازان نماز را فاسد میکند، تنویر الابصار، درالمختار، ردالمحتار ص 419 ج 1 باب ما یفسد الصلاه و مایکره

(17) بدکاری با حیوان و زن مرده ودختر صغیره و ان غابت الحشفه و تصیر و مفضاه وضوء را نمیشکند و همچنین روزه و احرامش صحیح و فاسد نمیشود. عالم گیری و فتاوی قاضی خان و مناسک قاری محمد طیب دیوبندی تنویر الابصار، درالمختار و ردالمحتار مطلب فی رطوبه الفرج ص 112 ج 1 باب الغسل اینست قطره از دریاء مذهب مقلدین  کل احناف هندوستان، پاکستان، افغانستان و ترکیه و بلوچستان ایران

 اين همه خرافات صد اسلام و قانون اساسي كمونستي را بنام مذهب امام ابوحنيفه (رح) به دروغ و به دون سند نسبت داده‌اند و مي دهند و به نام گرامي او و صحيح بخاري و مسلم (رح) نان مي‌خورند و شكم پروري مي‌كنند و به پيروان صحاح سته بدگوئي و توهين نموده‌اند هوالمستعان و به نستغيث علي اعداء الاسلام

بنده و هم فکرهای من این مسائل کومونیستی را خرافات و کفر میدانیم و از مذهب شیعه اثناء عشریه خبر و اطلاعات ندارم که در این مسائل با برادران خود متحد اند یا مخالف و در نظر بنده کلینتن و بوش و بارک اوباما و بنیامین نتنیا هووانور سادات و احمد کرزی و زرداری و غیره اگر عربی را میدانستند حتما مذهب زعیمی و گشتی و عبد السلام شولیبر را پسند هدایه و شامی و فتاوی عالم گیری و قاضی خان را در قانون اساسی خود قرار میداد در آخر بنده تعهد میکنم اگر حوالجات درج شده در کتب معتبر و فتاوی معتمد مذهب احناف مذکور نبودند، لائق سزای تهمت نابجا هستم و اگر بودند از دوستان تقاضاء توبه و رجوع باسلام واقعی و دست نه خورده را دارم و به پیروان قرآن و حدیث صحیح، بیشتر به دروغ حمله و بدگوئی نکنند و یا با حضور ثالث منصف و آگاه بنشینیم و با هم بحث دوستانه بکنیم نامه ای از زاهدان به خدمت علماء و مفتیان بزرگ بلوچستان تا هندوستان اگر پلنگ نر هستید مثل علی بجارزهی پس با پیرمرد لنگ بجنگید.

و آخر  دعونان الحمدلله رب العلمین

عبدالغنی شاهوزائی 12/8/1386 هجری شمسی

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 5

وصيت نامه‌ي امام ابوحنيفه (رح) سيري در مقلدين او ................................

ادامه نوشته

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 5

از ابواسمعيل براي شيوخ و مفتيان و مؤلفين بلوچستان تا هندوستان

مذهب مقلدين احناف ثمره اخلاف دور از اسلاف

 

فصل اول

1ـ در مقدار احترام قرآن ـ و اسم الله تبارك و تعالي ـ‌ و احترام امام الرسل (ص) ولو استعطف كلبا اوهره اوساق حماراً لا تفسد لانه صوت لا هجاءله ـ الدّر المختار و تنوير الابصار باب ما تفسد الصلاه صفحه 412 از فتاواي شامي و قرأته من مصحف مطلقاً (اي يفسدها) ـ قليلاً او كثيرا اماماً او منفرداً امّيالا يمكنه القرأه الامنه اولا فتاوي شامي صفحه 419 و الدر المختار و تنوير الابصار باب ما يفسد الصلاه و مايكره فيها

ولو سمع اسم الله تعالي فقال جلّ جلاله

او النبي (ص) فصلي عليه او قرأه الامام فتال صدق الله و رسوله تفسد ان قصد جوابه ولو سمع ذكر الشيطان فلعنه تفسد و قيل لا صفحه 417 فتاوي شامي جلد اول تعارض، باب امامه العبد و الموالي، و كانت عائشه (رض) يؤمُّها عبدها ذكوان من المصحف، بخاري صفحه 96 جلد 1 وصله ابن ابي داود في كتاب المصاحف و ابن ابي شيبه و عبدالرزاق و الشافعي و بصحته ذهب الجمهور فتح الباري صفحه 95 جلد 3

2ـ يكي از خوارج روبعلي (رض) نمود و آيه و لقد اُوحِي اليك و الي الذين من قبلك «الايه» خواند پس علي (ع) در حالت ركوع جواب داد و آيه فاصبر ان و عدالله حق و لايستخفنك الذين لا يوقنون سوره روم آيه 60 را خواند كتاب الام صفحه 174 جلد 7 در حاليكه صاحب الفتح القدير گفته كفانا علي قدوه و اماماً و ام المؤمنين(ع) را عالمه فقيهه و نمازشان را باطل مي‌دانند:

3ـ و لا صلاه حامله (اي سگ) و لو كبيراً الدرالمختار منزل من الله تعالي في زعمكم و تنوير الابصار المنزل من الله تعالي في زعمكم و فتاوي رد المحتار صفحه 139 جلد 1 باب المياه مطلب في احكام الدباغه و باب شروط الصلاه صفحه 269 جلد 1 بعباره كجنب او كلب

4ـ و لا عندوطء بهيمه او ميته او ضغيره غير مشتهاه بان تصير مفضاه بالوطء‌و ان غابت الحشفه و لا ينتقض الوضوء فلا يلزم الاغسل الذكر قهستاني عن النظم فتاوي شامي صفحه 112 جلد 1 باب الغسل و لا يفسد صومه فتاوي قاضي خان متوفي 592 و فتاوي عالم گيري صفحه 205 جلد 1 الباب الرابع فيما يفسد الصوم و ما لا يفسد

6ـ و لم يفسد احرامه في الحج عندابي حنيفه مناسك قاري محمد طيب مدير دانشگاه ديوبند و كتاب الام صفحه 193 جلد 7

زنده باد ـ ديوبند پاينده باد زعيمي دهلواري بجارزهي و قاسمي، نعماني، يا: انّ من رمدت عينه فسال منها ماء بسبب الرمد ينتقض و ضوءه و هذه مسأله و الناس عنها غافلون فتاوي شامي صفحه 100 جلد 1 مطلب في ندب مراعاه الخلاف اذالم يرتكب مكروه مذهبه باب نواقض الوضوء

8ـ مقلدين مي‌گويند، نگاه كردن در كتب فقه احناف (بدون سند و بدون دليل) از قيام الليل بهتر است (سبحان الله)

9ـ و همچنين آموختن فقه مذهبي مقلدين (كه نود درصد بر خلاف اسلام جمع شده) از آموختن باقي قرآن افضل است يا عجبا فتاوي بزازيه، و خزانه المفتين، و الدر المختار و فتاوي شامي صفحه 27 جلد 1 قرآن فرموده و من يؤت الحكمه فقد اُوتي خيراً كثيراً ـ مراد فهم دين از قرآن و سنت امام الرسل (ص) است. چنانچه علي (رض) فرموده.

10ـ ليكن گروه از مقلدين گفته‌اند مراد فقه (ضداسلام) مقلدين است الدر المختار صفحه 28 جلد 1

11ـ مقلدين گفته‌اند كه مذهب ما صواب و احتمال خطاء را دارد و مذهب مخالف خطاء و احتمال صواب را دارد

زيرا حكم الله تعالي در هر مسئلي يكي است هر كسي به او رسيد صواب و اگر نرسيد خطاء است ـ مصدر سابق صفحه 33 جلد 1پس مذهب اسلاف صددرصد صواب است زيرا از دو منبع صحيح و صريح كتاب و سنت اخذ و عمل شده.

12ـ مقلدين گفته‌اند كه محمد شيباني 999 كتاب تاليف نموده اين گفته با قول الفقه زرع ابن مسعود و علقمه حصاده ثم ابراهيم دواس، نعمان طاحنه يعقوب عاجنه محمد خابز و الاكل الناس فتاوي شامي صفحه 35 جلد 1 با كتب محمد تعارض دارد

و تعارض دوم: گفته‌اند كه كتاب الدر المختار و تنوبرالابصار را جبرئيل از طرف الله تبارك و تعالي آورده ـ فتاواي شامي صفحه 4 و 14 جلد 1 كتابي را كه الله تعالي فرستاده پس زرع ابن مسعود چه مي‌شود و به چه دردي مي‌خورد

13ـ مقلدين گفته‌اند كه امام ابوحنيفه تا چهل سال نماز صبح را با وضو ‌عشاء خواند است و اين خلاف صريح امام الرسل(ص) است

14ـ و به داخل كعبه رفته و بر پا راست نصف قرآن را در يك ركعت و نصف دوم را بر پا چپ در ركعت دوم ختم نموده، اين هم خلاف خاتم الانبياء (ص) است

بعباره و وضع اليسري علي ظهرها و وضع اليمن علي ظهرها

15ـ و بعد صداء را از جانب بيت‌الله شنيده كه ما گناهانتان را و گناه كسانيكه بر مذهب شما باشند تا قيامت بخشيده‌ايم مصدر سابق صفحه 36 جلد 1 پس نزول ملائكه با وحي بر مذهب احناف ادامه دارد و ما خبر نداريم.

16ـ و پروردگار را صد دفعه در خواب ديده ـ مصدر سابق صفحه 35 جلد 1

17ـ و امام عقيده مقلدين ابو منصور ماتريدي گفته كه اگر كسي بگويد الله تعالي را خواب ديده‌ام او از پت پرست بدتر است فتاواي قاضي خان متوفي 592

صفحه 424 جلد 3 فصل في السبيح و التسليم و الصلاه علي النبي (ص)

اين تحفه‌ي امام ابوحنيفه(رح) از قاضي خان و ابو منصور ماتريدي است.

18ـ پير هندوستان و پاكستان امداد حسين نام اول و ظفر احمد نام دوم ملقب به امداد الله متولد 1233 هجري لقب دوم مهاجر مكي گفته: هنگام ظهور مهدي آخر الزمان اكثر علماء مخالفت او را مي‌كنند زيرا او مقلد مذهب نيست و امام مستقل است از امداد المشتاق الي اشرف الاخلاق لاشرف علي تهانوي صفحه 85 طبع لاهور و بجارزهي در صفحه 13 گفته غير مقلدين از گروه استعماري ابليس هستند و مولوي عبدالرحمن چابهاري گفته غير مقلدين فاسق‌ترين مردم روي زمين هستند. مجله نسيم ساحل شماره 1 يا 3

19ـ مقلدين تقليد جاهل را براي قضاوت صحيح مي‌دانند ـ هدايه صفحه 132 جلد 3 كتاب ادب القاضي پس چرا بر اهل تشيع مي‌تازيد.

20ـ مقلدين معاويه (رض) را سلطان جائر پادشاه ظالم گفته‌اند

مصدر سابق صفحه 132 جلد 3

لان الصحابه تقلدوا من معاويه و الحق كان بيد علي(ع) في نوبته و التابعين تقلدوا من الحجاج هدايه صفحه 133

21ـ هذا تصريح بجور معاويه (رض) و انهم بغاه فتح القدير حاشيه هدايه صفحه 134 جلد 3 كتاب ادب القاضي

22ـ و الفاسق يصلح قاضيا علي اصح الاقاويل، عالم‌گيري صفحه 307 كتاب ادب القاضي

23ـ در معاملات دنياوي گفته‌اي يك فاسق يا كافر يا غلام يا زن يا كنيز قبول است قدوري و هدايه كتاب الكراهيه صفحه 45 جلد 4 و اصول السرخسي صفحه 328 جلد 1 در فقه شيعه چنين دستوري نيست

اما خبر مرفوع انس (رض) و ابوهريره (رض) و براء بن العازب (رض) از رسول الله (ص) در معاملات دنيوي و اخروي كه بر خلاف قياس باشد متروك و غير مقبول است ـ منار و نورالانوار صفحه 179 باب اقسام السنه و اصول السرخسي صفحه 341

24ـ براي ثبوت فرض و حرام دليل قطعي بلاشبهه لازم است: منارو نور الانوار صفحه 166 كنصوص القران المفسره اوالمحكمه و السنه المتواتره التي مفهومها قطعي،‌ فتاوي شامي مطلب في الفرض القطعي و الظني صفحه 64 جلد 1 پس گوشت درندها و پرندهاي وحشي از اين قانون اتفاقي: مقلدين مستثنا مي‌شوند فوقش مكروه‌اند زيرا حرمتشان با خبر واحد ظني ثابت شده و همچنين متعه (ازدواج موقت) و وضوء از خواب و خون و مسح ذراع در تيمم و مضمضه و استنشاق در غسل واجب تحت قانون فرض داخل نمي‌شوند زيرا دليل قطعي ندارند.

25ـ مقلدين احناف سه نفر را تعريف و توصيف بي‌حد زياد نموده‌اند بعداً در عمل برخلاف هرسه تا دستور داده‌اند يكي امام ابوحنيفه است كه در عقيده و فقه مذهبي بر خلاف او هستند كه نمونه‌اش بيان شده و بجاي ابوحنيفه ابومنصور ما تريدي را براي امامت در عقيده علم كرده‌اند نفر دوم عبدالله بن مسعود (رض) كه در هفتاد مسئله او را رد نموده‌اند از جمله آن عبدالله (رض) گفته القبله من اللمس و فيها الوضوء المعجم الكبير صفحه 249 جلد 9 از بوسه گرفتن زن وضو است كتاب الام صفحه 173 جلد 7 ـ دوم الماء من الماء غسل از انزال آب مني واجب است جماع بدون انزال غسل را واجب نمي‌كند مصدر سابق صفحه 173 جلد 7 سوم، مسافر جنب تيمم نكند و نماز نخواند،‌ صحيح مسلم باب التيمم و كتاب الام صفحه 173 جلد 7

چهارم عبدالله (رض) نماز خواند و بر شكمش خون و اشغال شكمه گوسفند بود المعجم الكبير صفحه 248 جلد 9

پنجم عبدالله بن مسعود (رض) شش ابن مسعود (رض) در ركوع دست بر زانو نمي‌گذاشت صحيح مسلم صفحه 202 جلد 2 بلكه ما بين دو زانو قرار مي‌داد و مقلدين بر عكس او مي‌كنندـ

هفت: ابن مسعود در جماعت نماز 3 نفري در وسط مي‌ايستاد صحيح مسلم صفحه 202 و مقلدين اين عمل او را رد مي‌كنند.

هشت: ابن مسعود (رض) نماز صبح را در تاريكي بدون اسفرار ايشان يعني مقلدين مي‌خواند كتاب الام صفحه 194 جلد 7 و مقلدين وقت روشنائي را ترجيح مي‌دهند

نه عبدالله بن مسعود (رض) فرمود كه رسول الله (ص) نماز ظهر را پنج ركعات خواند بدون جلسه دوم و بعد از سخن گفتن دو سجده سهو نمود كتاب الام صفحه 194 جلد 7 و مقلدين اين نماز را باطل مي‌دانند.

10ـ و در دو ركعت آخر فاتحه مي‌خواند و مقلدين بر عكس فتوا مي‌دهند مصدر سابق صحفه 195

11ـ ابن مسعود(رض) نماز جمعه را قبل از زوال خوانده و ايشان اين نماز را باطل مي‌دانند و اين عمل او را مردود مي‌كنند

مصدر سابق صفحه 195

12ـ ابن مسعود(رض) وتر 3 ركعاتي را مكروه وتر پنج و هفت ركعات را مي‌خواند و ترجيح مي‌داد و مقلدين بر عكس 3 ركعات را صحيح و باقي را باطل مي‌گويند مصدر سابق صفحه 195

13ـ ابن مسعود در حالت ركوع در جواب سلام يكي گفت صدق الله و رسوله: و مقلدين اين نماز را باطل مي‌دانند مصدر سابق صفحه 196 جلد 7

14ـ ابن مسعود (رض) نماز را در سفر قصر نمي‌كرد ـ و مقلدين اين را قبول ندارند مصدر سابق صفحه 197 جلد 7

15ـ ابن مسعود در قادسيه زمين داشت تا آنجا مي‌رفت و قصر مي‌كرد مقلدين در سفر كمتر از 3 روز قصر نمي‌كند مصدر سابق صفحه 197

16ـ ابن مسعود (رض) در نماز ظهر و عصر بجهر قراءه مي‌خواند مقلدين اين را رد مي‌كنند مصدر سابق صفحه 197 جلد 7

17ـ عبدالله (رض) در جنازه پنج تكبير گفته مقلدين نمي‌گويند مصدر سابق صفحه 198 جلد 7

18ـ ابن مسعود (رض) خروج از نماز را با كلمه سلام لازم نموده مقلدين مي‌گويند نمازي مي‌تواند كه با بادي شكم خود را بيرون كند، مصدر سابق صفحه 198 جلد 7

20ـ عبدالله (رض) فرموده نبايد قرآن را كمتر از 3 روز ختم نمود اما مقلدين گفته‌اند كه امام ابوحنيفه (رح) در يك شب و دو ركعت ختم نموده مصدر سابق صفحه 199 جلد 7 و الدرالمختار صفحه 35 جلد 1) نمونه از خروار

21ـ‌ عبدالله بن مسعود(رض) متعه (ازدواج موقت را) حلال مي‌داند رواه البخاري صفحه 664 جلد 2 تفسير سوره المائده اما مقلدين بر خلاف باني مذهب خود متعه را حرام گفته‌اند اين هم بر خلاف اصول فقه‌شان است و كتاب الام صفحه 183 جلد 7

نفر سوم علي (رض) است ابن الهمام در فتح القدير گفته كفانا علي قدوه و اماماً ... اين گفته‌اي بلا عمل است در صد بيست و پنج مسئله مخالفت علي(رض) را كرده‌اند و مي‌كنند نمونه‌اش را نگاه كنيد

1ـ قال علي (ع) في التيمم ضربه للوجه و ضربه للكفين، در تيمم يك ضربه براي صورت و يك ضربه براي دو كف دست است اما مقلدين مي‌گويند كه فرض مسح دست تا ارنج است و اين هم بر خلاف اصول فقه مقلدين و بر خلاف رسول الله (ص) و بالاخص بر خلاف علي (رض) است، كتاب الام صحفه 172 جلد 7

2ـ مقلدين حكم آيه 188 سوره البقره و آيه 29 و 161 سوره النساء و فتواي صريح و صحيح رسول الله (ص) و اجماع امت منصوره را در حرمت اموال و ناموس مظلوم براي مدعي ظالم و سلطان جائر انكار و مخالفت نمودند بخاري صفحه 1064 جلد 2 باب من قضي له بحق اخيه فلايأخذه فان قضاء‌ الحاكم لا يُحِلُّ حراماًً و لا يُحرِّمُ حلالاً و صحيح مسلم صفحه 74 جلد 2 باب بيان ان الحاكم لا يُغَيِّر الباطن و فتح الباري صفحه 553 جلد 16 و امام نواوي (رح) در شرح مسلم، مقلدين احناف همه اين دستور صريح و صحيح اسلام را انكار و فتوا دادند كه اموال و ناموس مظلوم براي مدعي ظالم با دو شاهد دروغين و قسم ناحق بحكم دادگاه در ظاهر و باطن حلال است و براي اين فتواي خود از قول غير ثابت و غير صحيح،‌ علي (رض) دليل گرفته كه ايشان فرموده‌اند شاهداك زوجاك يعني دو شاهد عقد شما را بسته نيازي به بستن من نيست

حال آنكه در اين اثر نادرست نيامده كه اين زن مظلومه در باطن براي اين مدعي حلال است، احمد علي سهارنپوري محشي بخاري، جامع الصغير و نافع الكبير كتاب القضاء، فتح القدير شرح هدايه و والنهايه، و هدايه شرح قدوري،‌ و فتاوي عالم گيري الباب السابع عشر فيما اذا وقع القضاء بشهاده الزور و لم يعلم القاضي به صفحه 350 جلد 3 و صفحه 351 جلد 3 و الباب الثالث في بيان المحرمات القسم التاسع المحرمات بالطلقات صفحه 283 جلد 1 باز هم اين فتواي غير انساني را به ابوحنيفه (رح) نسبت داده‌اند

2ـ علي (رض) فرموده تحريم نماز باالله اكبر است و تحليل نماز با اسلام عليكم و رحمت الله است مقلدين گفته‌اند نمازي بجاء الله اكبر سبحان الله بگويد و بجاء سلام با باد شكم نماز تمام و صحيح است هدايه باب الحدث في الصلاه و كتاب الام صفحه 173 جلد 7 و قدوري

3ـ علي (رض) نماز صبح را در اول وقت تاريكي مي‌خواند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7 اما مقلدين بر خلاف پيامبر (ص) و خلفاء اربعه تاخير مي‌كنند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7

4ـ علي (رض) در ركوع به يك خوارج جواب داد فاصبرانّ و عدالله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون ـ‌ اما مقلدين اين نمازعلي (رض) را باطل مي‌دانند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7

5ـ علي (رض) در دعاي قنوت نماز مغرب نام دشمنان خود را گرفته و مقتديها آمين مي‌گفتند، مقلدين اين نماز قدوه و امام خود را فاسد مي‌دانند مصدر سابق 174 جلد 7

6ـ علي (رض) براي مقتدي قائل به خواندن فاتحه است: كتاب القراءه فاتحه الكتاب للامام البخاري صفحه 1 مقلدين خواندن مقتدي را حرام مي‌دانند مصدر سابق صفحه 174 جلد 7 مصدر سابق

7ـ علي (رض) و عمر (رض) و عثمان (رض) و ابن عمر(رض) گفته‌اند امام اگر بدون وضوء بفراموشي نماز داد نماز خود را اعاده نمايد و لازم نيست كه مقتديها را اطلاع دهد تا نماز خود را اعده نمايند.

اما مقلدين بر اين فتواي سه خليفه (رض) انگشت اعتراض و مخالفت گذاشته‌اند مصدر سابق 175 جلد 7 دارالفكر

8ـ علي (رض) در تشهد بسم الله و بالله مي‌خواند مقلدين به اين قائل نيستند مصدر سابق 175 جلد 7 طبع دارالفكر

9ـ علي (رض) در نماز عيد فطر يازده تكبير زوائد و در عيد اضحي پنج تكبير زوائد مي‌گفت مقلدين اين را قبول ندارند مصدر سابق 177 جلد 7

10ـ علي (رض) دعاي قنوت بعد از ركوع مي‌خواند، و مقلدين قبل از ركوع مي‌خوانند مصدر سابق 177 جلد 7

11ـ علي (رض) در يك زلزله‌اي شش ركوع در دو ركعات و 5 ركوع و دو سجده در ركعتي و يك ركوع و دو سجده در ركعتي خوانده مقلدين اين كيفيت و كميت را از علي رض ثابت مي‌دانند و عمل نكرده‌اند و رد مي‌كنند مصدر سابق 177 جلد 7

12ـ علي رض در كسوف آفتاب پنج ركعات و چهار سجده خوانده و مقلدين عمل نمي‌كنند و اين كميت و كيفيت را رد كرده‌اند مصدر سابق 178 جلد 7

13ـ علي رض در جنازه سهل بن حنيف شش تكبير گفت و مقلدين قبول ندارند و اين عدد را در جنازه انكار مي‌كنند

14ـ علي رض در سوره الحج دو سجده نموده و مقلدين قائل بيكي هستند

15ـ پيامبر (ص) و ابوبكر (رض) و عمر رض و علي (رض) براي شكر نعمت سجده كرده‌اند و مقلدين منكر سجده شكر بوده‌اند مصدر سابق 179 جلد 7 دارالفكر

16ـ علي (رض) و عمر (رض) و ابن عمر (رض) و ام المومنين عائشه (رض) از اموال ايتام زكاه مي‌دادند و مي‌گرفتند و مقلدين منكر زكاه اموال ايتام هستند ـ مصدر سابق صفحه 179 جلد 7

17ـ علي (رض) در بيست و پنج شتر پنج گوسفند زكاه مي‌گرفتند و مقلدين منكر اين عمل هستند و اين را صحيح نمي‌دانند و مي‌گويند در 25 شتر بنت مخاض شتر بچه يك ساله ماده است مصدر سابق 179 جلد 7 دارالفكر

18ـ پيامبر (ص) و خليفه‌ي اول و دوم و علي (رض) بعد از 120 شتر در هر پنجاه شتر 3 ساله حقه و هر چهل شتر بنت لبون شتر بچه دو ساله ماده مي‌گرفتند و مقلدين اين نصاب را قبول ندارند و مي‌گويند بعد از 20 اشتر نصاب بر مي‌گردد مثل اول يعني پنج شتر يك گوسفند است مصدر سابق 180 جلد 7

19ـ علي (رض) مطابق فرمان امام الرسل (ص) فرمود لانكاح الابولي، نكاح بعباره زن باطل است مقلدين اين دستور پيامبر (ص) و علي (رض) و ام المومنين عائشه (رض) و ابوحنيفه(رح) را ضد قرآن مي‌دانند در حالي كه قرآن بر پيامبر (ص) نازل شده و خاتم الانبياء (ص) از شما قرآن را بهتر شناخته مصدر سابق صفحه 181 جلد 7

20ـ‌ پيامبر (ص) و اصحاب او بالاخص علي و انس و ابوهريره و زيدبن ثابت و ابوسعيد و سعد بن ابي وقاص و امام مالك و الشافعي و امام احمد و جمهور علماء مدينه منوره را مثل مكه حرم گفته‌اند و قصه‌ي ابو عمير ما فعل النغير و قطع درختهاي خرما براي بناء مسجد مدينه قبل از حكم تحريم بوده‌اند و تحريم مدينه منوره بعد از غزوي خيبر است و رسول الله (ص) تصريح نمودند كه المدينه حَرَمٌ و يا حُرِم ما بين لا بتمي المدينه علي لساني

يا المدينه حرَمٌ من كذا الي كذ

اما مقلدين اين همه روايات و اقوال صحابه و بالاخص علي (رض) را رد و انكار و تاويل بي‌جاء نمودند براي تفصيل به فتح الباري صفحه 351 جلد 5 كتاب فضائل المدينه صفحه 540 مراجعه گردد.

و عباره روايه علي (رض)‌ انّ ابراهيم حرّم مكه و اني احَرِّمُ ما بين حرتيها و حماها كله از همه شفاف‌تر هست رواه احمد من طريق قتاده عن ابي حسان الاعرج ان عليا كان يا مربالامر فتح الباري صفحه 538 جلد 5

21ـ علي (رض)  عمر (رض) و ابن عمر (رض) و عثمان (رض) و عائشه (رض) و زيدبن ثابت (رض) و از ده به بالا اصحاب پيامبر (ص) برايلاء كننده بعد از گذشت چهار ماه حكم طلاق بائن را نداده‌اند مصدر سابق صفحه 182 جلد 7 اما مقلدين بر خلاف همه بعد از گذشت چهار ماه حكم طلاق بائن را مي‌دهند.

22ـ علي (رض) بعد از هفت شب از شهادت عمر فاروق (رض) دختر خود را بنام ام كلثوم بخانه خود برد قبل از گذشت عدت چهارماه ده شب و مقلدين اين را خلاف قرآن مي‌دانند مصدر سابق صفحه 182 جلد 7

23ـ علي (رض) فرمود عدت زن حامله شوهر مرده اَبعدُ الاجلَين است مقلدين مي‌گويند عدت وضع حمل است مصدر سابق صفحه 182 جلد 7

24ـ علي (رض) طلاق مكره (زور) را واقع نمي‌دادند ولي مقلدين بر خلاف علي رض مي‌گويند طلاق مكره واقع مي‌شود مصدر سابق صفحه 183 جلد 7

عبدالله بن مسعود (رض) حديث مصراه را مطابق فرمان امام الرسل (ص) قبول كرده ـ صحيح بخاري و كتاب الام صفحه 185 جلد 7

اما مقلدين عيسي بن ابان معتزلي و ابوالحسن الكرخي انكار و رد نموده‌اند نمونه از خروار و قطره از دريائي تقليد بلوچستان تا هندوستان باز هم با اين مذهب ساحلي و شاذه خود مي‌نازند و بر عليه شيعه مي‌تازند كه چرا روايات صحابه را رد مي‌كنند:

و به اسلام و دين كامل خاتم الانبيا (ص) پشت نموده‌اند و از طرف خود دين مي‌سازند بسازيد و بچاپيد و بخوريد ولي بدانيد: ان العاقبه للمتقين و المتبعين لهم باحسان الي يوم الدين ـ‌ اللهم صل علي محمد و آل محمد (ص) و ان عدتم عدنا بعونه تعالي

ابواسمعيل شاهوزئي 9/8/1388

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 3

دروغگو دشمن الله تعالي است ؛ جواب سوال شماره 1 آقاي رخشاني ........................ 

 

ادامه نوشته

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی 2

استفتاء از علماي عاملين به كتاب و سنت ....................................

ادامه نوشته

دفاع از اسلام وظيفه هر مسلمان 1

دفاع از اسلام وظيفه هر مسلمان   ........................................

ادامه نوشته

دفاع از اسلام مولوی شاهوزهی

دفاع از اسلام مولوی عبد الغنی شاهوزهی ..........................

ادامه نوشته